توصیهگرایان نیز با توسل به زبان اخلاق میکوشند نشان دهند که اخلاقْ منشائي واقعی ندارد و گزارههای اخلاقی واقعنما نیستند. از نظر ایشان، گزارههای اخلاقی در توصیف هیچ واقعیتی به کار نمیروند،...مطالعه بیشتر...
زبان امر و نهی نیز گاه برای بیان واقعیت عینی به کار میرود؛ چنان که از همین زبان برای بیان واقعیتهای پزشکی استفاده میشود؛ مانند اینکه پزشک به بیمار میگوید: «غذای سرخکرده نخور» و مقصودش این...مطالعه بیشتر...
پیروان این مکتب اخلاقی برای توجیه دیدگاه خود، به زبان اخلاق متوسل شدهاند. از آنجایی که بسیاری از گزارههای اخلاقی در قالب دستور بیان میشوند، از نظر امرگرایان، اصل در زبان اخلاق همین...مطالعه بیشتر...
تغییر شرایع و نسخ احکام یعنی برخی احکام و دستورات خداوند که در برخی شریعت ها حرام بود در شرایع بعدی حلال شد و یا برخی احکام در شریعت های بعدی کلا نسخ وباطل گشت.. مثلاً خوردن پیه...مطالعه بیشتر...
در نظر گرفتن ویژگیها و پیامدهای واقعی یک کار برای صدور دستور مناسب، مقتضای حکیم بودن دستوردهنده است، و مستلزم مجبور بودن وی نیست. پیروان نظریه امر الهی، با تلقی نادرست از جبر، پنداشتهاند...مطالعه بیشتر...
این مکتب اخلاقی با قبول اینکه ارزش اخلاقی وابسته به دستور است، تنها دستورهای خداوند را معتبر میداند. باورمندان به این دیدگاه، عموماً برای اثبات اعتبار دستورهای خداوند چنین استدلال میکنند که او...مطالعه بیشتر...
خیر موجه نمی سازد زیرا:
1- چنان كه ديديم خود نسبيت، دليل موجهي براي اثبات خويش ندارد و در نتيجه، نميتواند مبناي مناسبي براي اصول يادشده به شمار آيد؛ چه اين اصول را مطلق تلقي كنيم، چه نسبي و...مطالعه بیشتر...
اصول نسبیت هنجاری تناقضهای نظرياي دارند که مدعا را ناپذيرفتني میسازند. در اينجا محض نمونه، به برخي از این تناقضها اشاره ميكنيم:
1. اصولی که تحت عنوان نسبيت هنجاري از آنها یاد میشود...مطالعه بیشتر...
مهمترین استدلال نسبیگرایان برای اثبات این اصول، استناد به نسبیت فرااخلاقی است. خلاصة استدلال ایشان را میتوان این گونه بیان کرد: چون از ميان احكام اخلاقي، هيچ يك به طور مطلق معتبر نيستند،...مطالعه بیشتر...
نسبیگرایان در مرحله بعد از پذیرفتن نسبیت توصیفی و فرااخلاقی، برخي اصول اخلاقي را نتيجه گرفته و به صورت هنجارهاي عام بر آنها تأكيد کردهاند. این اصول اخلاقي، که نسبيت هنجاري ناميده ميشوند،...مطالعه بیشتر...