ولایت تکوینی و تشریعی و تفاوت آنها چیست؟

ولايت تكويني، نوعي توان و قدرت معنوي است كه انسان، با اراده و اذن خداوند و در نتيجه، عمل به آموزه‏ها و احكام الهي بدان دست مي‏يابد. به عبارت ديگر، ولايت تكويني، كمال روحي و معنوي است كه انسان در پرتو عمل به قوانين شرع مقدس اسلام به آن دست مي‏يابد. انسان با پيمودن راه بندگي، به چنان كمال و مقامي مي‏رسد كه به فرمان خدا، سرچشمه مجموعه‏اي از كارهاي خارق‏العاده مي‏شود.

روايت‏هاي فراواني از معصومين عليهم‏السلام درباره ولايت تكويني بيان شده است. از جمله خداوند در حديثي قدسي مي‏فرمايد:

يَا ابْن آدَمَ أَنَا حَيٌّ لَاأَمُوتُ أَطِعْنِي فِيما أَمَرْتُكَ حَتَّي أَجْعَلَكَ حَيّأ لَا تَمُوتُ يَا ابْنَ آدَمَ أَنَا أَقُولُ لِلشَّيْ‏ءٍ كُنْ فَيَكُونُ أَطِعْنِي فِيَما أَمَرْتُكَ أَجْعَلَكَ تَقُولُ لِلشَّيْ‏ءٍ كُنْ فَيَكُونُ.

اي فرزند آدم! من زنده‏ام و نمي‏ميرم. فرمان مرا اطاعت كن تا تو را زنده و جاودان گردانم. اي فرزند آدم! من هر چه بخواهم، با اراده مي‏آفرينم. فرمان‏بردار دستورهاي من باش تا به تو نيز چنين قدرتي عطا كنم تا به هر چيز كه بگويي موجود شو، بي‏درنگ به وجود آيد.

معجزه‏ها و كرامت‏ها و كارهاي خارق‏العاده پيامبران الهي و امامان معصوم عليهم‏السلام از اين نوع است. آنها با اطاعت محض از پروردگار متعال، به قدرت و توانايي‏هاي حيرت‏انگيزي دست مي‏يابند و خداوند متعال به آنان چنان قدرت و اراده‏اي مي‏بخشد كه مي‏توانند به اذن پروردگار در جهان هستي تصرف كنند و برخلاف عادت و جريان طبيعي دنيا، حوادثي را به وجود آورند. براي مثال، بيماري درمان‏ناپذيري را به اذن خدا شفا مي‏دهند يا مردگان را زنده، عصايي را اژدها و نابينايي را بينا مي‏كنند. همچنين كارهاي ديگري از اين دست و هرگونه تصرف معنوي غيرعادي در نفوس و اجسام انسان‏ها و جهان طبيعت، از اين نوع است.

ولايت تكويني، با نظام علّي و معلولي جهان هستي كه به خداوند منتهي مي‏شود، هيچ منافاتي ندارد. به عبارت ديگر، نظام جهان بر پايه اسباب و مسببات است و همگي از او ياري مي‏گيرند و به او منتهي مي‏شوند. با پذيرفتن اين اصل، باور به ولايت تكويني اولياي الهي هيچ مشكلي نخواهد داشت؛ زيرا فعل هر فاعلي و اثر هر مؤثري، از درخشندگي خورشيد و ماه گرفته تا راه رفتن و سخن گفتن انسان و شفاعت اولياي الهي، همه و همه در پرتو قدرت و نيرويي است كه از مقام ربوبي پروردگار به انسان مي‏رسد.

مقصود از ولايت تشريعي، مقام و منصب قراردادي است كه خداوند براي جعل برخي احكام شرعي به پيامبر و امام واگذار مي‏كند. به عبارت ديگر، ولايتي است كه بر اساس تشريع و حكم خدا، بر چيزي يا شخصي يا اشخاصي سپرده مي‏شود، مانند ولايت پدر و جد بر طفل صغير و مانند آن.

در كتاب اصول كافي، بابي با عنوان «التفويض إلي رسول الله صلي‏الله‏عليه‏و‏آلهو إلي الأئمّة عليهم‏السلام في أمر الدّين» وجود دارد كه متضمن ده روايت است. اين ده روايت، بر مقام ولايت تشريعي پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله دلالت دارد كه در اينجا به دو نمونه از آن اشاره مي‏كنيم:

1. امام صادق عليه‏السلاممي‏فرمايد:

خداوند پيامبرش را به مهر و محبت خود تربيت كرد. سپس فرمود: «إنَّكَ لَعَلي خُلُقٍ عَظيمٍ؛ تو خلقي عظيم و نيكو داري.» (قلم: 4) در اين هنگام، زمام اختيار دين و امت را به وي سپرد. [سپس خطاب به مردم] فرمود: «وَ مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا؛ به هر كاري كه پيامبر به شما امر مي‏كند، عمل كنيد و از هر چيز كه نهي مي‏كند، بپرهيزيد.» (حشر: 7) و نيز فرمود: «وَ مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللّهَ؛ هر كه از رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله اطاعت كند، از خدا اطاعت كرده است.» (نساء: 80) و پيامبر خدا كار را به علي عليه‏السلام واگذار كرد و او را امين شمرد.1

2. آن حضرت در روايتي ديگر مي‏فرمايد:

خداوند عزيز و بزرگ، نماز را دو ركعت دو ركعت واجب كرد كه در مجموع، نمازهاي شبانه‏روز، ده ركعت مي‏شد. پيامبر به هر نماز دو ركعتي[غير از نماز صبح]، دو ركعت و به نماز مغرب، يك ركعت افزود. پس همان واجب گشت، به‏گونه‏اي كه در غير سفر، اين ركعت‏ها (ركعت‏هاي اضافه شده از سوي پيامبر) را نمي‏توان ترك كرد، ولي نماز مغرب را به صورت فرد قرار داد كه در سفر و حضر به يك صورت است. خداوند همه اينها را امضا كرد. ازاين‏رو، نمازهاي واجب هفده ركعت شد.

سپس رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله نمازهاي نافله را 34 ركعت مقرر كرد؛ يعني دو برابر نماز واجب و خداوند متعال آن را امضا كرد. خداوند، روزه ماه رمضان را واجب و پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله روزه ماه شعبان و سه روز اول هر ماه را مستحب كرد؛ يعني دو برابر روزه واجب و خداوند اين حكم را نيز امضا كرد. خداوند فقط شراب را حرام كرد و پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله هر نوشيدني مست‏كننده‏اي را حرام كرد. پس خداوند اين حكم را نيز پذيرفت.2

اين روايت، افزون بر ولايت بر تشريع، برخي تشريع‏هاي رسول اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله را برمي‏شمارد و در ديگر روايت‏ها نيز تشريع‏هاي ديگر پيامبر بيان شده است. علامه طباطبايي رحمه الله پس از نقل روايت‏هاي تفويض مي‏نويسد:

روايات درباره تفويض بسيار است. آن‏طور كه از روايات به دست مي‏آيد، مراد از آن، تأييد تشريعات پيامبر و واجب‏الطاعة كردن پيامبر در زمينه قانون‏گذاري و سرپرستي امور مردم است، اما تفويض به معناي سلب حق تشريع از خداوند و واگذاري بي‏ضابطه به پيامبر محال است.3

چنان‏كه گفته شد، ولايت تكويني، كمالي روحي و معنوي است كه در پرتو عمل به احكام الهي، در درون انسان شكل مي‏گيرد؛ يعني ولايت تكويني برخلاف ولايت تشريعي، كمال و حقيقتي است اكتسابي و راه رسيدن به برخي از مراحل آن، به روي همه انسان‏ها باز است، ولي مراحلي كه در ولايت تشريعي بيان شده، همگي موهبت الهي است كه پس از وجود يك سلسله مقدمات، جز خواست پروردگار چيزي در آن دخالت ندارد. اين اساسي‏ترين تفاوت ميان ولايت تكويني و تشريعي است.

-----------------------------

1. اصول كافى، ج 2،ص 2، ح 1.

2. همان، ج 2، ص 5 و 6، ح 4.

3. نك: تفسير الميزان، ج 2، صص 363 و 367.