بیشک آگاهی ما از شادی خود، با آگاهی ما از شادی فردی دیگر بسیار متفاوت است. در واقع، آنگاه که شادیم، همان حالت شادی را درون خود مییابیم، اما آنگاه که از شادی کسی دیگر آگاه میشویم، همان حالتی را که او درون خود دارد نمییابیم، بلکه از طریق مفهومی که از شادی در ذهن داریم از حالت وی آگاه میشویم.
معرفتشناسان مسلمان با توجه به تفاوت این دو آگاهی، معرفتها را به دو قسم حضوری و حصولی تقسیم میکنند. معرفتهای حضوری، معرفتهایی بدون واسطۀ مفهوماند که در آنها، صاحب معرفت یا عالِم، خودِ واقعیتِ معلوم را نزد خویش مییابد. در مقابل، معرفتهای حصولی معرفتهایی با واسطۀ مفهوماند؛ بدین معنا که عالِم، از طریق مفهومی که در ذهنش انعکاس مییابد از معلوم آگاه میشود.
با دقت در تعریف علم حضوری، میتوان دریافت که مقصود معرفتشناسان از حضور، معنای عرفىِ آن نیست؛ زیرا مثلاً هنگامی که دو نفر یکدیگر را از نزدیک میبینند عرفاً میگوییم آنها نزدِ یکدیگرند و با هم ملاقات حضوری دارند، در حالی که معرفت آنان به یکدیگر از طریق دیدن است و با دیدن، تنها تصویری از هر یک نزد دیگری حاصل میشود و با واسطۀ آن تصویر است که یکی از دیگری آگاه میگردد و بنا بر این، علم آنها به یکدیگرْ حصولی است، نه حضوری.
همچنین باید توجه داشت که مقصود از بیواسطه بودن علم حضوری آن است که در این نوع علم، عالم برای آگاه شدن از وجود معلوم، واسطهای ندارد، یا به عبارت دیگر، علم او چیزی جز حضور خود معلوم نزد او نیست. اما ممکن است برای پدید آمدن معلوم، عللی در کار باشند و معلوم به واسطۀ آنها پدید آمده باشد. مثلاً ممکن است من به واسطۀ دیدن دوست خود شاد شده باشم. اما آنچه موجب میشود علم به شادی خود را علم حضوری بدانیم این است که آنگاه که حالت شادی در ما پدید میآید، بیهیچ واسطهای خود آن حالت را مییابیم، نه اینکه برای درک آن، نیازمند مفهوم و تصوری از شادی باشیم که در ذهنمان انعکاس یابد و با واسطۀ آن به شادی خود پی ببریم.
آدرس: قم - بلوار محمدامین(ص) - بلوارجمهوری اسلامی - موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)