با وجود اختلاف ‌نظرهایی که دربارۀ چیستی انسان وجود دارد، چگونه می‌توان پذیرفت که علم حضوری همه به خودشان خطاناپذیر است؟

بارزترین نمونۀ علم حضوری، علم به خویش است. با این حال، در بارۀ اینکه خود ما دقیقاً چه هستیم، بحث‌ها و اختلاف نظرهای بسیاری وجود دارد. این نظرها با یکدیگر ناسازگارند و بنابراین، قطعاً همۀ آنها درست نیستند. این اختلاف نظر ممکن است چنین القا کند که علم حضوری انسان به خود خطاپذیر است.

برای رفع این ابهام گفتنی است از سویی، علم حضوریْ شدت و ضعف، و وضوح و خفا دارد، و بسته به اینکه درجۀ وجود عالِم، معلوم و توجه به معلوم چقدر باشد، درجات و مراتبی از علم حضوری تحقق می‌یابد، و بنا بر خطاناپذیری علم حضوری، صرفاً همان مرتبه‌ای از علم حضوری که تحقق می‌یابد خطاناپذیر است. از سوی دیگر، گرچه در بارۀ چیستی و حقیقتِ انسان، بحث‌ها و اختلاف ‌نظرها بسیار است، و مثلاً برخی انسان را موجودی صرفاً مادی، و برخی دیگر آن را دارای بُعدی غیر مادی نیز می‌دانند، و قطعاً همۀ دیدگاه‌های ناسازگار در بارۀ انسان درست نیستند، مرتبۀ علم حضوری عموم انسان‌ها به خودشان آن قدر کامل نیست که بتوانند همۀ ویژگی‌های وجود خویش را بیابند. بدین ترتیب، آنچه عموماً با علم حضورىِ خطاناپذیر می‌یابیم مرتبۀ ضعیفی از هستی خودمان است، که از آن می‌توانیم چنین تعبیر کنیم که: هستیم یا وجود داریم. اما از آنجا که مرتبۀ این علم حضوری بیش از مرتبۀ وجود خود ما نیست و طبعاً دارای ضعف است، به طور مبهم درک می‌شود، و به همین سبب، ممکن است در بارۀ آن تفسیرهای نادرستی نیز داشته باشیم، و مثلاً خود را با بدنمان اشتباه بگیریم. در واقع، علم حضورىِ ضعیف مانند شمع کم‌نوری است که در پرتو نور آن، چه بسا نتوان بسیاری از ویژگی‌های شمع، و حتی رنگ خود شمع را نیز به‌درستی تشخیص داد. پس آنچه عموم مردم در بارۀ چیستی و ویژگی‌های خود می‌گویند، با علم حضوری نمی‌یابند، بلکه دیدگاه‌های آنها در این خصوص، یا بر اساس برخی قراین و شواهد ظنی است، یا متکی بر نوعی استدلال، و به هر حال، تفسیرهایی از علم حضوری به خود است، که از سنخ علم حصولی است، و تا دلیل یقینی معتبری بر آن نداشته باشیم، ارزش و اعتبار کامل و یقینی نخواهد داشت.

خلاصه این‌که آنچه با علم حضوری درک می‌شود، خطا نیست، و آنچه در آن خطا رخ می‌دهد، استنباط، تفسیر و تعبیری نابجا از یافته‌های حضوری است که از گونۀ علوم حصولی، و در واقع، همراه آن علوم حضوری است. البته این بدان معنا نیست که هر تعبیر و تفسیر حصولی از علم حضوری لزوماً خطاست، یا می‌تواند خطا باشد.