تصدیقها نیز همانند تصورها به دو قسمِ بدیهی و نظری تقسیم میشوند. تصدیقهای نظری، با ارجاع به تصدیقهای دیگر و استنتاج از آنها حاصل میشوند، اما تصدیقهای بدیهی چنین نیستند؛ یعنی برای چنین تصدیقهایی نیاز نداریم آنها را به تصدیقهای دیگر ارجاع دهیم. در واقع، تصدیقهای بدیهی را مستقیماً از علمهای حضوری به دست میآوریم، نه از تصدیقهای دیگر. از باب مثال، چنانکه میدانیم، علم ما به وجود خودمان حضوری است. هر یک از ما هر گاه بخواهد این یافت را در قالب مفاهیم در ذهن خود بیاورد، تصدیق میکند که «من هستم». همچنین وقتی حالت شادی را با علم حضوری در خود مییابم، تصدیق میکنم که «شادم»، و هنگامی که در حال تفکر هستم، تصدیق میکنم که «در حال تفکرم». بنا بر این، تصدیقهای یادشده مستقیماً از علمهای حضوری به دست میآیند، و آنها را از تصدیقهای دیگر استنتاج نمیکنیم، و از همین رو، آنها را بدیهی مینامیم. اما بسیاری از تصدیقهای ما، نظریاند. محض نمونه، این تصدیق که «مجموع زاویههای داخلی هر مثلث برابر با 180 درجه است»، تصدیقی نظری است که با ارجاع به برخی اصول هندسۀ اقلیدس و با استفاده از آنها اثبات میشود. همچنین است قوانین علوم تجربی که باید بر اساس تصدیقهای دیگرِ حسی و عقلی اثبات شوند. در واقع، در همۀ این موارد، تصدیقها بر نوعی استدلال مبتنیاند. مثلاً اگر با توجه به اینکه نقره نوعی فلز است و همۀ فلزات رسانایند تصدیق کنیم که نقره رساناست، علم ما به گزارۀ اخیر که ناشی از تصدیق دو گزارۀ قبلی است، تصدیق نظری نامیده میشود.
باید توجه داشت که استدلال لازم برای یک تصدیق نظری همواره استدلالی پیچیده و نیازمند آموزش یا تفکر نیست، بلکه برخی تصدیقهای نظری بر استدلالهایی ساده مبتنیاند؛ به گونهای که حتی ممکن است در بسیاری موارد، ذهن به جهت آشنایی با این استدلالها و سرعت عملیات ذهنی، به خود این استدلالها آگاهانه توجه نداشته باشد و در نتیجه، تصدیق حاصل از این استدلالها در ابتدا به نظر بدیهی برسد؛ یعنی چنین پنداشته شود که آنها را مستقیماً و بدون استفاده از تصدیقهای دیگر به دست آورده است؛ چنان که گاه در محاسبات و عملیات ریاضی ساده صورت میگیرد. اما تصدیقهایی که واقعاً بدیهی باشند، چنان که گفتیم، بر هیچ تصدیق دیگری مبتنی نیستند.
آدرس: قم - بلوار محمدامین(ص) - بلوارجمهوری اسلامی - موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)