تصور جزئی و کلی چیست و چه تفاوتی با هم دارند؟

تصورْ علمی حصولی است که در آن قضاوتی در بارۀ چیزی وجود ندارد. بنا بر این، مفهوم «کوه» و «کوه دماوند» هر دو تصورند. اما مفهوم نخست، به هر کوهی و از جمله کوه دماوند اطلاق می‌شود، و به ‌عبارت دیگر، هر کوهی را فرض کنیم، می‌تواند مصداق مفهوم کوه باشد؛ ولی کوه دماوند به یک کوه مشخص اشاره دارد. به بیان دیگر، هیچ کوه مفروضی جز کوه دماوند، نمی‌تواند مصداق این تصور باشد. تصوری را که قابلیت انطباق بر بیش از یک مصداق داشته باشد، یا به ‌عبارت دیگر، بتوان مصادیقی برای آن در نظر گرفت، تصور کلی می‌نامند؛ در برابر تصور جزئی که تنها بر یک امر مشخص قابل اطلاق است، و جز آن، هیچ امر مفروض دیگری نمی‌تواند مصداق آن باشد. با توجه به اینکه فیلسوفان، درک مفاهیم و تصورات کلی را از جمله کارهای عقل می‌دانند، تصور کلی را معقول نیز می‌نامند.

باید توجه داشت که برخی تصورهای کلی یا معقولات با اینکه قابلیت انطباق بر بیش از یک مصداق را دارند و می‌توانند نشان‌دهندۀ مصادیق متعدد باشند، ممکن است واقعاً تنها یک مصداق داشته باشند، یا حتی هیچ مصداقی نداشته باشند؛ زیرا چنان که گفتیم کلی بودن تصور، مربوط به قابلیت خود آن تصور برای انطباق بر امور متعدد است؛ اما وجود مصادیق متعدد یا حتی امکان تحقق مصادیق متعدد برای کلی بودن تصورْ لازم نیست. بدین رو، مفاهیمی مانند «رئیس‌جمهور بعدی ایران»، «واجب‌الوجود» و «شریک خداوند» نیز کلی‌اند؛ زیرا مفهوم اول، گرچه در واقع تنها یک مصداق معیّن خواهد داشت، می‌تواند نشان‌‌دهندۀ هر شخص مفروضی باشد که در دورۀ بعد رئیس‌جمهور ایران شود؛ مفهوم دوم نیز می‌تواند هر چیز مفروضی را که وجودش ضروری باشد نشان دهد، گرچه عملاً بیش از یک موجود با این ویژگی نمی‌تواند وجود داشته باشد؛ و مفهوم سوم نیز می‌تواند بر هر چیز مفروضی که شریک خداوند باشد اطلاق شود، گرچه اساساً چنین چیزی نمی‌تواند وجود داشته باشد.