ما برخی تصدیقها را بدون اتکا به تصدیقهای دیگر میفهمیم، و برخی را با اتکا و ارجاع به تصدیقهای دیگر، و دستۀ اول، را تصدیقهای بدیهی نامیدیم و دستۀ دوم را تصدیقهای نظری.
با توجه به اینکه تصدیقهای نظری بر تصدیقهای دیگر مبتنیاند، طبیعتاً ارزش واقعنمایی آنها وابسته است به ارزش همان تصدیقهایی که بر آنها مبتنی شدهاند. اکنون اگر آن تصدیقها نیز بر تصدیقهای دیگر مبتنی باشند، ارزش آنها نیز به ارزش تصدیقهایی وابسته خواهد بود که بر آنها مبتنیاند، و به همین ترتیب، تا برسیم به تصدیقهایی که خودْ مبتنی بر تصدیقهای دیگر نیستند، بلکه میتوانند مبنای تصدیقهای دیگر قرار گیرند، و ما آنها را تصدیقهای بدیهی نامیدیم. پس برای ارزیابی تصدیقها، اولین کاری که باید انجام دهیم این است که ارزش تصدیقهای بدیهی را اثبات کنیم. بر این اساس، ابتدا اقسام تصدیقهای بدیهی را شناسایی و سپس ارزش آنها را بررسی میکنیم.
تصدیق بدیهی دو قسم است: اولی و ثانوی (وجدانی). گفتیم تصدیق بدیهی بر هیچ تصدیق دیگری مبتنی نیست. البته روشن است که هر تصدیقی متوقف بر تصور اجزای آن است. بنا بر این، همۀ تصدیقها، و از جمله تصدیقهای بدیهی، نیازمند تصور اجزای خود هستند. چنانچه تصدیقی بهجز تصور اجزای خود، به هیچ چیز دیگری نیازمند نباشد، آن را تصدیق بدیهی اولی میگویند. بنا بر این اگر بتوان صرفاً با تصور برخی مفاهیم، به تصدیقی دست یافت، آن تصدیقْ بدیهی، و از اولیات خواهد بود. بنا بر آنچه در اقسام علم حضوری گفتیم، علم ما به مفاهیم ذهنیمان، از سنخ علم حضوری است. اکنون اگر میان برخی مفاهیم ذهنی رابطهای را در ذهن خود بیابیم، میتوانیم آن را در قالب تصدیقی درک کنیم که مستقیماً از علم حضوری ما به مفاهیم مزبور گرفته شده، و به هیچ تصدیق دیگری نیازمند نیست. بدین ترتیب، تصدیقهایی که از رابطۀ مفاهیم ذهنی حکایت میکنند، بدیهی اولیاند. مثلاً مفهوم «کل» را در ذهن میآورم که به هر چیزِ شامل چند «جزء» اطلاق میشود. اکنون با در نظر گرفتن رابطۀ مفاهیم «کل» و «جزء»، و با داشتن مفهوم «بزرگتر بودن»، مستقیماً تصدیق میکنم که «کل از جزء خود بزرگتر است». بدین ترتیب، تصدیق مزبور بدیهی اولی است. تصدیقهای زیر نیز بدیهی اولیاند:
ـ هر شیئی خودش است؛
ـ هر پدری فرزند دارد؛
ـ بودن و نبودن (وجود و عدم) جمعشدنی نیستند؛
ـ هر معلولی علتی دارد؛
ـ همۀ شعاعهای دایره با هم برابرند.
با دقت در این گونه تصدیقها روشن میشود که خود مفاهیم بهکاررفته در آنها با یکدیگر ارتباط دارند، و مثلاً یکی عین دیگری یا جزئی از آن است؛ چنان که در تصدیق اول، شیء و خودش عین یکدیگرند؛ در تصدیق دوم، فرزند داشتن جزئی از مفهوم پدر است؛ زیرا پدر یعنی مردی که فرزند دارد؛ در تصدیق سوم، نبودنْ نفىِ بودن است، و اساساً در مفهوم نفی یک شیء، تقابل با آن، به گونهای که با آن جمعشدنی نباشد، لحاظ شده است؛ در تصدیق چهارم، معلول یعنی چیزی که نیازمند علت است؛ و در تصدیق پنجم، دایره یعنی شکلی هندسی محدود به خط منحنی بستهای که فاصلۀ همۀ نقاط آن خط از نقطهای در مرکز (که به این فاصلهها شعاع میگوییم) به یک اندازهاند.
اکنون به نوع دوم از بدیهیات میپردازیم. برای تصدیق به اینکه «من هستم»، «شاد هستم» و «در حال تفکر هستم»، افزون بر آنکه به تصور مفاهیم بهکاررفته در آنها نیازمندیم، باید علم حضوری دیگری نیز در کار باشد تا بتوانیم آنها را تصدیق کنیم. تصدیق نخست، افزون بر آنکه نیازمند تصور مفاهیم بهکاررفته در آن، یعنی «من» و «هستی» است، بر علم حضوری من به خودم نیز مبتنی است. تصدیق دوم نیز، افزون بر تصور مفاهیم «شادی»، «من» و «هستی»، نیازمند علم حضوری من به شادیام است. تصدیق سوم نیز، افزون بر تصور مفاهیم «حالت»، «تفکر»، «من» و «هستی»، بر علم حضوری من به این حالت مبتنی است. این تصدیقها نیز گرچه بدیهیاند، یعنی بدون نیاز به تصدیقهای دیگر تصدیق میشوند، به چیزی بیش از تصور مفاهیم بهکاررفته در آنها نیازمندند، و بدین جهت، آنها را بدیهی ثانوی مینامند. در واقع، ویژگی هر سه تصدیق اخیر این است که افزون بر علم حضوری به مفاهیم، بر نوعی علم حضوری دیگر نیز مبتنیاند: تصدیق اول، بر علم حضوری به خود؛ تصدیق دوم، بر علم حضوری به شادی خود؛ و تصدیق سوم، بر علم حضوری به تفکر خود. از آن رو که علوم حضوری بدون واسطه درک میشوند، و بهاصطلاح آنها را مییابیم و وجدان میکنیم، به این گونه تصدیقهای بدیهی وجدانیات میگویند. بنا بر این، وجدانیات از سنخ تصدیقهای بدیهی ثانویاند که افزون بر مفاهیم، مفاد آنها را نیز، که چیزی جز رابطۀ مفاهیم ذهنی است، با علم حضوری مییابیم.
بدین ترتیب، دو دسته تصدیق بدیهی را میتوان شناسایی کرد که هر دو مستقیماً به علم حضوری باز میگردند، و به تصدیق دیگری وابسته نیستند: اولیات، که تنها به علم حضوری به مفاهیم ذهنی و رابطۀ آنها ارجاع مییابند، و وجدانیات، که افزون بر علم حضوری به مفاهیم، به علم حضوری دیگری هم نیازمندند.
آدرس: قم - بلوار محمدامین(ص) - بلوارجمهوری اسلامی - موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)