در بدیهی اولی تصور مفاهیم بهکار رفته در گزاره و رابطه آنها برای تصدیق و حکم کافی است؛ اما در بدیهیات وجدانی افزون بر آنکه به تصور مفاهیم بهکاررفته در آنها نیازمندیم، باید علم حضوری دیگری نیز در کار باشد تا بتوانیم آنها را تصدیق کنیم. مثلاً برای تصدیق به اینکه «من هستم»، «شاد هستم» و «در حال تفکر هستم»، افزون بر تصور مفاهیم بهکاررفته در آنها، باید علم حضوری دیگری نیز در کار باشد تا بتوانیم آنها را تصدیق کنیم. تصدیق نخست، افزون بر آنکه نیازمند تصور مفاهیم بهکاررفته در آن، یعنی «من» و «هستی» است، بر علم حضوری من به خودم نیز مبتنی است. تصدیق دوم نیز، افزون بر تصور مفاهیم «شادی»، «من» و «هستی»، نیازمند علم حضوری من به شادیام است. تصدیق سوم نیز، افزون بر تصور مفاهیم «حالت»، «تفکر»، «من» و «هستی»، بر علم حضوری من به این حالت مبتنی است. این تصدیقها نیز گرچه بدیهیاند، یعنی بدون نیاز به تصدیقهای دیگر تصدیق میشوند، به چیزی بیش از تصور مفاهیم بهکاررفته در آنها نیازمندند، و بدین جهت، آنها را بدیهی ثانوی مینامند.
آدرس: قم - بلوار محمدامین(ص) - بلوارجمهوری اسلامی - موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)