ارزش استدلال‌ها چگونه قابل احراز است؟

علوم نظری به وسیله استدلال به گزاره‌های بدیهی ارجاع می‌شوند و بدین وسیله اعتبار می‌یابند. اما باید دید اعتبار خود این استدلال‌ها به چیست. پاسخ این است که استدلال‌های معتبر نیز همانند گزاره‌ها دو دسته‌اند: برخی بدیهی، و برخی نظری‌اند؛ و اعتبار استدلال‌های نظری بر پایۀ اعتبار استدلال‌های بدیهی باید اثبات شود. اما صدق برخی استدلال‌ها بدیهی است. در واقع، این استدلال‌ها شبیه به اولیات‌اند، که با تصور اجزایشان، آنها را تصدیق می‌کنیم، و ارتباط منطقی مقدمات را با نتیجه، با علم حضوری می‌یابیم. از باب مثال، به استدلال زیر توجه کنید:

الف ب است؛

هر ب ج است؛

پس الف ج است.

مفاد این استدلال را، که نمونه‌ای از یک قیاس معتبر منطقی است، می‌توان در این تصدیق بیان کرد: «اگر همۀ ب‌ها ج باشند، یکی از آنها (الف) نیز ج است». اما با توجه به اینکه مفهوم «همۀ ب‌ها» شامل مفهوم «یکی از ب‌ها» می‌شود، می‌توان دریافت که این تصدیقْ بدیهی اولی است؛ یعنی کسی که اجزای این تصدیق را تصور کند، بدون نیاز به هیچ چیز دیگر، و صرفاً با توجه به رابطۀ مفاهیم به‌کاررفته در آن، به درستی‌اش پی می‌برد.

بدین ترتیب، می‌توان گفت تصدیق‌های نظری در صورتی ارزش معرفتی کامل دارند که بتوان با استدلال معتبر، آنها را بر تصدیق‌های بدیهی مبتنی کرد. مثلاً وقتی یک مسئلۀ ریاضی را حل می‌کنیم، درستی پاسخ را به ‌اتکای قوانین ریاضی درمی‌یابیم. درستی خودِ این قوانین نیز ممکن است بر اساس قوانین دیگر اثبات شود، و نهایتاً به قوانین بسیار ساده‌ای می‌رسیم که درستی آنها را مستقیماً درک می‌کنیم.