بخش وسیعی از معرفتهای ما از اخبار و اطلاعاتی تشکیل میشود که دیگران برای ما نقل میکنند. مثلاً اطلاع ما از وقایع تاریخی، و آنچه از طریق انواع رسانهها به دست میآوریم، از همین راه است. همچنین برای اثبات یک ادعا در دادگاه، به شهادت شاهدان استناد میشود. به همین مناسبت، برخی این راه را گواهی یا شهادت نیز نامیدهاند. در این راه، ما مستقیماً به مفاد آنچه برایمان نقل میشود، معرفت نمییابیم، بلکه مفاد خبر را با واسطۀ فرد یا افرادی که آن خبر را برای ما نقل میکنند، میفهمیم. برای آشنایی بیشتر با راه نقل، به مثال زیر توجه کنید:
فرض کنید علی، که شاهد صحنۀ برخورد دو اتومبیل با یکدیگر بوده است، آن را برای حسن نقل میکند. در این مثال، معرفت علی به حادثۀ تصادف، بدون واسطۀ نقل است، و معرفت حسن، با واسطۀ نقل علی. در واقع، معرفت حسن به وقوع تصادف، از راه شنیدن از علی است، و حسن مطمئن است که علی آنچه را دیده بهدرستی برایش نقل کرده است. پس معرفت حسن، از راه اعتقاد به درست بودن نقل علی است، و میتواند چنین بگوید:
ـ علی از تصادف خبر داد؛
ـ خبر علی درست است؛
ـ پس تصادف رخ داده است.
چنان که میبینیم، معرفت حسن به تصادف، از راه استدلالی است که در آن، از اعتماد به خبر علی استفاده میشود.
حال فرض کنید حسن نیز همین خبر را برای حسین نقل کند. در این صورت، معرفت حسین نیز شبیه به معرفت حسن است، با این تفاوت که در آن، یک واسطه بیشتر وجود دارد، و میتواند چنین بگوید:
ـ حسن خبر داد که علی تصادف را به او خبر داده است؛
ـ خبر حسن درست است؛
ـ پس علی به او تصادف را خبر داده است؛
ـ خبر علی درست است؛
ـ پس تصادف رخ داده است.
روشن است که تعداد واسطهها میتواند بیشتر نیز باشد؛ چنان که ممکن است حسن، افزون بر آنکه این خبر را از علی دریافت کرده، از افراد دیگری نیز دریافت کرده باشد.
در این مثال، فرض بر این بود که مقصود علی از واژۀ «تصادف»، همان برخورد دو اتومبیل بوده است. بنا بر این، در صورتی حسن با این خبر علی به حادثۀ برخورد دو اتومبیل معرفت مییابد که بداند مقصود از واژۀ «تصادف» در این جمله، همان برخورد دو اتومبیل با یکدیگر است، و نه مثلاً ملاقات اتفاقی علی با دوستش.
در واقع، پس از آنکه فرد یا افرادی، از راههای دیگری جز نقل، به چیزی معرفت مییابند، و خبر معرفت آنها به گونهای به ما منتقل میشود و در اختیار ما قرار میگیرد، ما با اعتماد به ناقلان خبر، و اعتماد به دلالت خبر بر مضمون آن، به مفاد آن خبر معرفت مییابیم؛ چنان که ممکن است جز خود خبر، شواهد دیگری نیز معرفت مزبور را تقویت کنند.
بدین ترتیب میتوان گفت راه نقل، نوعی استدلال است که در آن، از اعتماد به ناقلان خبر و اعتماد به دلالت الفاظ خبر بر مضمون و محتوای آن، و احیاناً از شواهد جانبی، برای معرفت به مفاد خبر استفاده میشود.
بنا بر آنچه گفته شد، خبرها را میتوان از سه جهت تقسیمبندی کرد:
1. از جهت سند، که به ناقلان خبر مربوط است؛
2. از جهت دلالت، که به دلالت الفاظ نقلشده بر مضمون و محتوای خبر مربوط است؛
3. از جهت شواهد جانبی، که به تأیید صحت محتوای خبر مربوط است.
اعتماد به سند که به ناقلان خبر مربوط میشود، یا از جهت شمار ناقلان و راههای نقل است، یا از جهت اعتمادی که به هر یک از آنها داریم. خبرها را، از جهت شمار راههای نقل، به متواتر و واحد، و خبر واحد را از جهت اعتبار خود ناقلان خبر، به خبر ثقه و غیر ثقه یا موثق و غیر موثق تقسیم میکنند. از سوی دیگر، خبرها از جهت نوع دلالت بر محتوای خود، به نص و غیر نص تقسیم میشوند. همچنین خبرها، از جهت همراه بودن یا همراه نبودن با قراین و شواهد جانبی، که تأییدکنندۀ درستی محتوای آنها هستند، به خبر همراه با قرینه و خبر بدون قرینه تقسیم میشوند. بدین ترتیب، اگر خبری از راههای متعدد به دست ما رسیده باشد، یعنی افراد پرشماری خبری را نقل کرده باشند، به گونهای که به طور عادی امکان توافق آنها بر دروغگویی و نیز اشتباه همۀ آنها وجود نداشته باشد، آن را خبر متواتر میگویند، مانند این خبر که «شهر لندن وجود دارد»؛ اما شمار ناقلان خبر غیر متواتر، که آن را اصطلاحاً خبر واحد مینامند، به اندازهای نیست که بتوان به صدق آن یقین کرد. در خبرهای واحد، اگر به صدق همۀ ناقلان خبر اعتماد داشته باشیم، یعنی بدانیم «آنها همان چیزی را که بدان معرفت یافتهاند، به ما گزارش کردهاند»، خبر را خبر ثقه یا موثق مینامند؛ اما خبر غیر ثقه، خبر کسانی است که در بارۀ آنها چنین اعتمادی نداریم. همچنین خبر نص خبری است که معنایش کاملاً روشن است، و احتمال آنکه گویندهاش معنای دیگری را قصد کرده باشد، وجود ندارد. نیز خبر همراه با قرینه، خبری است که افزون بر نقل، شواهدی بیابیم که مفاد آن خبر را تأیید میکنند. مثلاً افزون بر گزارش علی از وقوع حادثۀ تصادف، صدای برخورد اتومبیلها را در همان زمان شنیده باشیم؛ ولی خبر بدون قرینه، فاقد چنین شواهد جانبی است.

چنان که دیدیم راه نقل، در واقع استدلالی است که در آن، از اعتماد به کثرت ناقلان یا وثوق به خود آنها، و نیز از اعتماد به دلالت الفاظ خبر بر مضمون و محتوای آن، و احیاناً از شواهد جانبی استفاده میشود. بدین ترتیب، ارزش راه نقل، از جهات گوناگونْ متفاوت است.
در واقع، در معرفت نقلی، با توجه به فراوانی شمار ناقلان، یا اعتمادی که به تکتک آنها داریم، به معرفتی که گزارش کردهاند، اعتماد میکنیم، و از این جهت، ارزش نقل متفاوت است. از این رو، ارزش خبر متواتر، بیش از خبر واحد است؛ زیرا در خبر متواتر، معرفت ما به درستىِ مفاد خبر نقلشده به جهت آن است که شمار ناقلان به حدی است که احتمال توافق بر دروغگویی و نیز اشتباه را در بارۀ همین خبر منتفی میسازد؛ احتمالی که در بارۀ خبر واحد به طور کامل منتفی نیست. اما در میان خبرهای واحد، ارزش خبر ثقه، که ناشی از وثوقی است که به ناقل یا همۀ ناقلانِ خبر داریم، و بر اساس آن، احتمال زیادی میدهیم که در این خبر نیز از معرفت خود بهدرستی گزارش میکنند، بیش از خبر غیر ثقه است، که چنین وثوقی به ناقل یا ناقلان آن نداریم.
اما از جهت دلالت الفاظ خبر بر محتوا و مضمونِ آن، ارزش خبر نص بیش از خبر غیر نص است؛ زیرا در خبر نص، یقین داریم که مقصود ناقل چه بوده است، اما در بارۀ خبر غیر نص، چنین یقینی نداریم.
همچنین احتمال صدق محتوای خبر، با شواهد و قراین جانبی تقویت میشود. در نتیجه، ارزش معرفتی خبر همراه با قرینه، از این جهت که با قرینۀ دیگر تأیید میشود، از خبر بدون قرینه بیشتر است
.
آدرس: قم - بلوار محمدامین(ص) - بلوارجمهوری اسلامی - موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)