از منظر هرمنوتیک فلسفی پیش‌داوری‌ها چند قسم‌اند؟

به عقیدۀ گادامر پیش‌داوری‌های دخیل در فهم، انواع گوناگونی دارند:

دسته‌ای از پیش‌داوری‌ها پرسش‌هایی هستند که مفسر با آنها سراغ متن یا واقعیت می‌رود و می‌خواهد پاسخ آنها را دریابد. طبیعتاً این پرسش‌ها، که بر اساس دغدغه‌های مفسر و تحت تأثیر عوامل گوناگون شکل گرفته‌اند، از فردی به فرد دیگر متفاوت‌اند. محض نمونه، یک فیلسوف و یک غیر فیلسوف، در مواجهه با یک متن، پرسش‌های متفاوتی دارند. همچنین در میان فیلسوفان نیز، پرسش‌های فیلسوف معاصر با پرسش‌های فیلسوف هزار سال پیش فرق می‌کند؛

دسته‌ای دیگر از پیش‌داوری‌ها، حب و بغض‌ها و گرایش‌های مفسرند، که در فهم او تأثیر می‌گذارند. از باب مثال، مفسر ممکن است در تفسیر گفتار و رفتار بستگان خود، متفاوت با دیگر افراد جامعه عمل کند. همچنین علایق مذهبی، قومی، حزبی و مانند اینها، در فهم گفتار و کردار مخالفان و موافقان تأثیر می‌گذارند؛

دسته‌ای از پیش‌داوری‌های فهم نیز، تحت تأثیر ویژگی‌های فردی مفسرند. بدین ترتیب، فهم افراد زودباور با دیرباور، خوش‌گمان با بدگمان، و مردان با زنان متفاوت است، و به دلیل وجود این اختلاف‌ها، فهم افراد متفاوت می‌شود؛

افزون بر اینها، انتظارات مفسر نیز در نوع فهم او تأثیر می‌گذارند، و در نتیجه، تفاوت انتظارات سبب برداشت‌های مختلف می‌شود. مثلاً وقتی منتظر آمدن شخص خاصی هستیم، و به ما می‌گویند «آمد»، چنین برداشت می‌کنیم که همان کسی که منتظرش بودیم آمده است، و در صورتی که شخصی دیگر در انتظار فرد دیگری باشد، ممکن است او از همین سخن، چنین برداشت کند که همان کسی که او در انتظارش بوده آمده است.

هرمنوتیک فلسفی در توجیه اختلاف افراد در پیش‌داوری‌ها معتقد است این پیش‌داوری‌ها، حاصل اثرپذیری فرد از جامعه و محیط پیرامون خویش، و نیز اثرپذیری افراد جامعه از پیشینیان خود و محیطی است که در آن زندگی کرده‌اند؛ و مجموع همۀ این امور در طول تاریخ در ذهن مفسر انباشته شده‌اند. گادامر مجموع این پیش‌داوری‌های مفسر را «افق معنایی» او می‌نامد.

دیدگاه گادامر را در بارۀ اثرپذیری از پیش‌داوری‌ها می‌توانیم در قالب چنین مثالی توضیح دهیم: انسان مانند یک تکه‌چوب نیست که در گذر زمان، از آداب و رسوم، سنت‌ها و گرایش‌ها، حب و بغض‌ها و مانند آن اثر نپذیرد، بلکه همچون حوضچۀ آبی است که پارچه‌های رنگین وارد آن می‌شوند، و بر رنگ آب اثر می‌گذارند. پس هیچ ‌یک از ما، فرد سال گذشته، و حتی فرد دیروزی نیستیم، بلکه وجود ما وجودی سیال است، و پرسش‌ها، علایق و نگرش‌های ما نیز در گذر زمان تغییر می‌کنند؛ هر چند گاه به دلیل آرام بودن تغییرات، متوجه آنها نشویم. به موجب همین اثرپذیری، ویژگی‌های هر فرد نیز در هر زمان، غیر از ویژگی‌های او در زمان قبل و بعد خواهد بود، و از این رو، تمام پیش‌داوری‌های انسان تحت تأثیر سنت، و دائماً در حال تغییرند، و همین امر سبب می‌شود در هر زمان، معنایی جدید از متن برداشت شود.

بدین ترتیب، انواعی از پیش‌داوری در فهم مفسران از متن یا واقعیتی که با آن روبه‌رو شده‌اند، تأثیر می‌کنند، و پیش‌داوری‌های افراد، با اثرپذیری از سنت و تاریخ با یکدیگر متفاوت است.