از نگاه هرمنوتیک فلسفی آیا فهم بدون پیش‌داوری تحقق می‌یابد؟

گادامر، با الهام از هایدگر، بر این نکته تأکید داشت که هیچ انسانی با ذهن خالی سراغ متن نمی‌رود، بلکه همواره کسی که با متن مواجه می‌شود و آن را می‌خواند، و می‌خواهد آن را بفهمد، معلوماتی دارد که از قبل کسب کرده است. همچنین وی تمایلات، قضاوت‌ها و انتظاراتی در بارۀ حقایق مختلف دارد. به نظر او، تمام این امور، که وی آنها را «پیش‌داوری» می‌نامد، برای فهم متن، لازم، و شرط تحقق آن‌اند؛ بدین معنا که اساساً فهم متن بدون آنها ممکن نیست؛ زیرا فهم زمانی آغاز می‌شود که خوانندۀ متن، پرسش‌های خود را بر متن عرضه، و پاسخ‌های خویش را دریافت کند.  در حقیقت خوانندۀ متن با عرضۀ پیش‌داوری‌های خویش بر متن، با آن گفت‌وگو می‌کند، و پیش از آنکه متن بخواهد پیامی را به او القا کند، خود اوست که باب فهم را می‌گشاید. از این ‌رو، وی معتقد است نه‌تنها دخالت دادن پیش‌داوری‌ها در فهم متن، ناپسند نیست، بلکه فهم متن بدون دخالت دادن آنها اساساً ناممکن است.  البته در این جهت، میان فهم متن با فهم هر واقعیت دیگر فرقی نیست. در واقع، از نظر گادامر، کسی که یک متن را می‌خواند یا با واقعیتی روبه‌رو می‌شود و می‌خواهد آن را بفهمد، آن را بر اساس پیش‌داوری‌های خود تفسیر می‌کند و به همین مناسبت، او صاحب فهم را مفسر می‌نامد.