چرا هرمنوتیک فلسفی مستلزم نسبی‌گرایی است؟

در میان فهم‌ها و تفسیرهای نامحدود از یک متن، معیاری برای سنجش و تفکیک فهم و تفسیر درست از نادرست وجود ندارد؛ زیرا فهم درست یا نادرست واقعیت‌ها، نسبت به واقع، و فهم درست یا نادرست متن، نسبت به مراد مؤلف، سنجیده می‌شود. اما بنا بر مفسرمحوری، که در آن، فهم واقع و متن مقصود نیست، فهم درست و نادرست معیاری ندارد. بنا بر این، هیچ فهمی را نمی‌توان برتر از سایر فهم‌ها و معتبرتر از بقیه شمرد. گادامر معتقد است به جای ترجیح فهم‌ها، باید از تفاوت فهم‌ها سخن گفت: «کافی است بگوییم ما به طریقی متفاوت می‌فهمیم، البته اگر اساساً چیزی بفهمیم». در واقع، این همان مدعای نسبیت‌گرایان است، و از این رو، هرمنوتیک فلسفی از دلایل نسبی‌گرایی شمرده می‌شود. بدین ترتیب، هرمنوتیک فلسفی منطقاً مستلزم نسبی‌گرایی است؛ هر چند ممکن است برخی طرف‌داران آن، به پذیرش نسبیت اعتراف نکرده باشند.