منظور از معرفت دینی و معرفت‌شناسی دین چیست؟ و معرفت‌های دینی چگونه ارزش‌گذاری می‌شوند؟

معرفت دینی:

دین مجموعه‌ای از عقاید و مقررات خاص است که با پذیرش آن عقاید، و پیروی از آن مقررات، انسان به سعادت حقیقی می‌رسد. از همین تعریف، معلوم می‌شود که معرفت دینی، به معنای معرفت به دین است؛ چنان‌ که معرفت تاریخی، به معنای معرفت به تاریخ، و معرفت اخلاقی، به معنای معرفت به اخلاق است. بنابراین، کسی که از آن عقاید و مقررات آگاهی ندارد، معرفت دینی ندارد. البته روشن است که داشتن معرفت دینی، غیر از دین‌داری است؛ زیرا دین‌داری به معنای اعتقاد به عقاید دینی، و پیروی عملی از مقررات دین است، و ممکن است کسی از آموزه‌های دین آگاه باشد، اما آنها را نپذیرد و به آنها ملتزم نباشد.

معرفت‌شناسی دین:

با توجه به اینکه معرفت‌شناسی دین از اقسام معرفت‌شناسی‌های خاص است، می‌گوییم: معرفت‌شناسی دین در بارۀ مسائلی همچون چیستی و امکان معرفت دینی، و نیز اقسام، راه‌ها و اعتبار این معرفت‌ها بحث می‌کند.

ارزش معرفت دینی:

در حوزۀ معرفت‌های دینی پرسش مهم این است که ارزش یا اعتبار این ‌گونه معرفت‌ها را چگونه احراز ‌کنیم؟ اهمیت این پرسش زمانی روشن‌‌تر می‌‌شود که توجه کنیم پیروان ادیان مختلف یا صاحب‌نظران در یک دین، گزاره‌‌های متنوعی بیان می‌‌کنند، و حتی برای اثبات بسیاری از آنها دلیل اقامه می‌‌کنند. تا زمانی که نتوانیم معیاری برای سنجش این معرفت‌‌ها بیابیم، در گرداب شکاکیت دینی گرفتار خواهیم ماند.

برای پاسخ به این پرسش، باید توجه کنیم که معرفت‌‌های دینی نیز قسمی از معرفت‌‌های بشری‌اند، و تفاوت اساسی با آنها ندارند. بنا بر این ارزش معرفت‌‌های دینی به طریق زیر تعیین می‌شود:

معرفت‌های دینی، یا از سنخ علم حضوری‌اند، یا از سنخ علم حصولی. در صورت نخست، خود این معرفت‌ها ـ با صرف‌ نظر از تفسیری که ممکن است از آنها ارائه شود ـ خطاناپذیرند. اما معرفت‌های حصولی دینی، یا از معرفت‌های بدیهی‌اند، که مستقیماً از علم حضوری حکایت می‌کنند، یا با واسطۀ استدلال یقینی، به بدیهیات ارجاع می‌یابند، که در این صورت نیز یقینی خواهند بود. اما دیگر معرفت‌های دینی در درجه‌ای پایین‌تر از یقین قرار می‌‌گیرند، که می‌توان درجۀ اعتبارشان را از طریق معرفت‌‌های یقینی دیگر سنجید.