هرمنوتیک فلسفی در فرایند فهم متون و واقعیات دیدگاهی خاص دارد، که طبق آن، هیچ فهمی بدون پیشداوری ممکن نیست؛ پیشداوریهای افرادْ متفاوت، و همواره در حال تغییر است؛ و در نتیجه، برداشتها و فهمهای ایشان از یک متن نیز کاملاً متفاوت خواهد بود. بر پایۀ این دیدگاه، یک متن به تعداد خوانندگانی که به آن مراجعه میکنند، ممکن است قرائتهای متعدد داشته باشد که هیچ یک بر دیگری ترجیح ندارد، بلکه همگی در عرض یکدیگر معتبرند. طرفداران تعدد قرائتها همین سخن را در بارۀ فهم قرآن و متون دینی روا دانسته و معتقدند هر فردی، با توجه به ذهنیتها و پیشداوریهای خویش میتواند برداشتی متفاوت از فرد دیگر داشته باشد، و دلیلی بر ترجیح دادن یک برداشت بر برداشتهای دیگر وجود ندارد.
مبنا قرار دادن هرمنوتیک فلسفی برای تفسیر فهم متون دینی، مانند قرآن، علاوه بر اشکالهایی مانند تناقض درونی، امکانناپذیری فهم مقصود مؤلف، یکسان نبودن فهم، و نسبیگرایی، اشکالات خاص دیگری نیز در پی دارد، که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
1-بیمعنا بودن هدایتگری متون دینی: لازمۀ هدایتگری قرآن یا هر متن دینی دیگر آن است که بیانکنندۀ پیامی روشن برای هدایت انسان به راه سعادت باشد، و از میان راههای گوناگون، راه صحیح را از بیراههها مشخص کند؛ چنان که قرآن میفرماید: هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي وَدينِ الْحَقِ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُون؛«او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همۀ دینها برتری دهد، هر چند مشرکان نپسندند». ولی پذیرش هرمنوتیک فلسفی در بارۀ این متون، هدایتگری آنها را بیمعنا میسازد؛ زیرا طبق این مبنا، هر برداشتی با هر پیشداوریای معتبر است، و نمیتوان گفت پیام حقیقی متن کدام یک از این برداشتهاست؟ در حقیقت، پذیرش هرمنوتیک فلسفی مانند آن است که خداوند، به جای فرستادن کتاب هدایت و مراقبت و صیانت از تحریف آن، صفحاتی خالی در اختیار بندگان خویش قرار دهد، و از ایشان بخواهد هر یک، به دلخواه خویش، راه هدایت را در آن بنگارند؛
2-لغو بودن بعثت انبیا: روا شمردن قرائتهای متعدد از متون دینی، از جمله قرآن، به معنای لغو بودن بعثت انبیاست. اگر قرار باشد هر کس، با ذهنیتهای خویش، متون دینی را تفسیر کند، و هر یک از این تفاسیر معتبر باشد، فرستادن انبیا و تلاشهای طاقتفرسای ایشان برای ابلاغ پیام الهی لغو خواهد بود؛ زیرا بر این اساس، مقصود انبیا به هیچ وجه حاصل نخواهد شد؛
3-بیمعنا بودن مقررات دینی: با معتبر دانستن قرائتهای مختلف از متون دینی، مقررات دین معنایی نخواهند داشت؛ زیرا قرار است هر کس به فهم و تشخیص خود عمل کند، نه آنچنان که واقعاً مقررات میگویند. قانون و مقررات زمانی مفید خواهند بود که فهمپذیر باشند، اما وجود مقرراتی که فهم آنها ناممکن است و هر تفسیری از آنها معتبر باشد، با نبودِ آنها هیچ تفاوتی ندارد؛
4-بیمعنا شدن اطاعت و عصیان: معنای اطاعت از یک دین، لبیک گفتن به پیام خداوند، و معنای عصیان، نافرمانی از دستورهای الهی است، و این دو، زمانی معنا خواهند داشت که پیامی مشخص برای خداوند قائل باشیم. اگر قرار باشد متون دینی، به خودی خود، پیامی در بر نداشته باشند، و هر تفسیری از آنها معتبر باشد، هر گناهکاری میتواند رفتار خویش را به متون دینی و معتبر مستند بداند.
آدرس: قم - بلوار محمدامین(ص) - بلوارجمهوری اسلامی - موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)