آیا مأجور بودن پیروان ادیان آسمانی دیگر، مستلزم حقانیت همۀ ادیان در زمان حاضر، و مؤید نظریه پلورالیزم دینی نیست؟

یکی دیگر از شواهدی که طرف‌داران پلورالیسم دینی به آن استناد می‌کنند، آیاتی‌اند که پیروان دیگر ادیان را نیز مستحق پاداش می‌دانند. به اعتقاد ایشان، این آیات کثرت‌‌گرایی دینی را تأیید می‌‌کنند؛ مانند:

إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَالَّذينَ هادُوا وَالنَّصاريٰ‏ وَالصَّابِئينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُون؛  کسانی که [به پیامبر اسلام] ایمان آورده‏اند، و کسانی که به آیین یهود گرویدند، و نصارا و صابئان، هر گاه به خدا و روز رستاخیز ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، پاداششان نزد پروردگارشان محفوظ است، و هیچ گونه ترس و اندوهی نخواهند داشت‏‏.

این آیه تمام پیروان اسلام، مسیحیت، یهودیت و صابئان را، که ایمان و عمل صالح داشته باشند، رستگار می‌‌داند. بدین ترتیب، از دیدگاه اسلام، افزون بر دین اسلام، ادیان دیگر نیز معتبر و برحق‌اند.

بررسی و نقد

1. این آیه گویای آن است که ایمان به هر دین حقیقی و عمل صالح مطابق با آن، موجب نجات و رستگاری است، و پیروان واقعی هر دین کسانی هستند که به احکام آن دین در جای خود عمل کنند، و البته با آمدن دین بعد و احکام جدید به جای احکام قبل، پیروی از همان دین قبل، پیروی از دین حقیقی شمرده نمی‌شود؛ بلکه چون همۀ ادیان آسمانی گذشته به پیروی از دین بعد حکم کرده‌اند، با آمدن دین جدید، بقای بر آیین قبل، نافرمانی از آن دین شمرده می‌شود. بنا بر این، از دیدگاه قرآن، پیروان واقعی ادیان آسمانی گذشته، که هر یک در زمان خود حق و معتبر بوده‌اند، نیز اهل نجات و رستگاری‌اند؛ زیرا در آن زمان باید از همان دین پیروی می‌کرده‌اند.

2. اگر مقصود این آیه، حقانیت و اعتبار شریعت همۀ ادیان موجود در زمان حاضر باشد، با محتوای سایر آیات تنافی دارد؛ از جمله:

ـ آیاتی که هدایت را منحصر در دین اسلام دانسته‌اند و پیروان ادیان دیگر را گمراه معرفی می‌کنند؛ مانند:

فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما هُمْ في‏ شِقاق؛ پس اگر ایمان آوردند به آنچه شما به آن ایمان آورده‏اید، حقیقتاً هدایت شده‏اند، و اگر روگردان شوند، حتماً در طریق خلاف‌اند؛

وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرين؛ هر کسی جز اسلام، دینی برگزیند، هرگز از او قبول نخواهد شد، و او در عالم آخرت، از زیان‌کاران خواهد بود؛

ـ آیاتی که یهودیان و مسیحیان را به اسلام دعوت می‌‌کنند؛ مانند:

يا أَيُّهَا الَّذينَ أُوتُوا الْکِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلي‏ أَدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ کَما لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ وَکانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولا؛ ای کسانی که کتابِ [خدا] به شما داده شده، به آنچه [بر پیامبر خود] نازل کردیم و هماهنگ با نشانه‏هایی است که با شماست، ایمان بیاورید، پیش از آنکه صورت‌هایی را محو کنیم، سپس به پشت سر باز گردانیم، یا آنها را از رحمت خود دور سازیم، همان‌گونه که «اصحاب سبت» را دور ساختیم؛ و فرمان خدا، در هر حال انجام‌شدنی است»؛

ـ آیاتی که بیان‌کنندۀ پیمان گرفتن خداوند از پیامبران پیشین، در پیروی از پیامبر بعدی‌اند؛ مانند:

وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ ميثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُکُمْ مِنْ کِتابٍ وَحِکْمَةٍ ثُمَّ جاءَکُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ ءَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلي‏ ذلِکُمْ إِصْري قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَکُمْ مِنَ الشَّاهِدين؛ و خدا از پیامبران پیمان گرفت که هر گاه به شما کتاب و حکمت دادم، به پیامبری که آیین شما را تصدیق می‏کند، و به رسالت نزد شما می‏آید، بگروید و یاری‏اش کنید. گفت: آیا اقرار کردید و عهد مرا پذیرفتید؟ گفتند: اقرار کردیم. گفت: پس شهادت دهید؛ و من نیز با شما از شاهدانم؛

ـ آیاتی که برخی عقاید مسیحیان و یهودیان را مستلزم کفر، یا آنها را باطل می‌دانند؛ مانند:

لَقَدْ کَفَرَ الَّذينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسيحُ ابْنُ مَرْيَم؛ آنها که گفتند: «خدا، همان مسیح‌بن‌مریم است»، قطعاً کافر شدند؛

وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسيحَ عيسَي ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَما قَتَلُوهُ وَما صَلَبُوهُ وَلکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذينَ اخْتَلَفُوا فيهِ لَفي‏ شَکٍّ مِنْهُ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّباعَ الظَّنِّ وَما قَتَلُوهُ يَقيناً؛ ایشان گفتند: «ما، مسیح عیسی‌بن‌مریم، پیامبر خدا را کشتیم!» در حالی که نه او را کشتند، و نه بر دار آویختند، لکن امر بر آنها مشتبه شد؛ و کسانی که در مورد [قتلِ] او اختلاف کردند، از آن در شک‌اند و علم به آن ندارند، و تنها از گمان پیروی می‏کنند، و قطعاً او را نکشتند.