واجب بالذات چيزي است که وجوبش، يعني ضروري بودن وجودش، به اوضاع و احوال و شرايط خاص وابسته نيست و خود به خود واجب است، و واجب بالغير چيزي است که ضروري بودن وجودش به سبب اوضاع و احوال و شرايط خاصي است. به همين دليل، واجب بالذات به هيچ وجه ممكن نيست معدوم شود؛ و چنين نيست كه با تغيير اوضاع و احوال يا ايجاد عواملي بتوان آن را معدوم كرد. واجب بالذات، در هر حال و در همة شرايط، مطلقاً موجود است. بر خلاف آن، واجب بالغير، هر چند در اوضاع و احوال خاص واجب است و در آن اوضاع و احوال محال است معدوم باشد، در صورتي كه اين اوضاع و احوال تغيير يابد و علل وجوب آن از بين برود، ديگر واجب نخواهد بود و معدوم شدنش امكانپذير است.
مثال براي واجب بالغير فراوان است. همة موجوداتي كه پيرامون خود مشاهده ميكنيم، مانند انواع عناصر، گياهان، حيوانات و همچنين انسانها، واجب بالغيرند. مثلاً درختي كه در پيش روي ماست معلول مجموعهاي از علل، همچون آب و هوا و درجه حرارت خاص و بسياري از عوامل ديگر است، كه شايد شمارش آنها آسان نباشد. اگر اين مجموعه علل همچنان كه تاكنون موجود بودهاند باقي باشند و هيچ تغييري در هيچ يك از آنها پديد نيايد، درخت مزبور نيز ضرورتاً موجود باقي خواهد ماند و محال است معدوم شود. براي انعدام آن، بايد در اين مجموعه تغييري رخ دهد. در اين صورت، درختْ ديگر واجب نخواهد بود و معدوم ميشود. اين بدان معناست كه مجموعه عللاند كه درخت را واجب و انعدامش را محال كردهاند. به همين دليل، با تغيير اين سلسله، وجوبش از بين ميرود و معدوم ميشود. اما براي واجب بالذات چه مثالي وجود دارد؟ مباحث خداشناسي نشان ميدهد که اين مفهوم تنها يک مصداق دارد و آن خداوند متعال است.
آدرس: قم - بلوار محمدامین(ص) - بلوارجمهوری اسلامی - موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)