علت تامه علتي است كه با وجودش معلولْ موجود، و با عدمش معلولْ معدوم است. نيز دانستيم كه علت تامه ممكن است شيء واحدي باشد و ممكن است بيش از يک شيء باشد. در صورت اخير، هر يك از اجزاي علت تامه را بهتنهايي، يا هر مجموعهاي از آنها را كه شامل همة اين اجزا نباشد «علت ناقصه» گويند. پس در جايي که معلول، به علت فاعلي، قابلي و غائي نيازمند است، و آنها سه شيء جداگانهاند، هر يك از اين سه بهتنهايي يك علت ناقصه است. همچنين در اين موارد، مجموعة مرکب از علتهاي فاعلي و قابلي، علتهاي فاعلي و غائي، يا علتهاي قابلي و غائي، علت ناقصه خواهند بود.
از آنچه گفتيم، ميتوان دانست كه با وجود علت ناقصهْ معلولْ موجود نيست؛ زيرا بنا بر تعريف، هنگامي اجزاي علت تامه، علت ناقصهاند كه همة اين اجزا فراهم نباشند و فقط برخي از آنها موجود باشند و روشن است كه اگر همة اجزاي علت تامه موجود نباشند، ممكن نيست معلول موجود باشد. پس با وجود علت ناقصه، معلول موجود نيست، ولي با وجود علت تامه، معلول موجود است. از اينجا ميتوان تفاوت علت تامه و ناقصه را از جهت رابطة آنها با معلول دانست.
آدرس: قم - بلوار محمدامین(ص) - بلوارجمهوری اسلامی - موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)