توحید و اقسام آن (توحید ذاتی، صفاتی، و افعالی) به چه معنا است؟

توحید، به معنای یکی دانستن، مستقیماً به باور و اعتقاد مربوط است؛ اما گاه همین واژه را درباره متعلق باور و اعتقاد نیز به کار می‌برند و مثلاً می‌گویند: یکی از آموزه‌های اسلام توحید است که بنا بر آن، خداوند یکتاست. همچنین توحید را می‌توان به اعتبارات مختلف به اقسام گوناگون تقسیم کرد. از باب نمونه، گاه مراتب زیر برای توحید ذکر می‌شود: توحید در وجوب وجود، توحید در خالقیت، توحید در ربوبیت تکوینی و تشریعی، توحید در افاضه وجود، توحید در الوهیت، توحید در عبودیت، توحید در استعانت، توحید در خوف و رجا، توحید در محبت، توحید در توکل، توحید در تسلیم و رضا، و...1 اما بسیاری از این مراتب مربوط به عمل است و می‌توان آنها را توحید عملی نامید. برخی از مراتب توحید نظری را نیز می‌توان در یکدیگر ادغام کرد. بدین ترتیب، آنچه در ادامه بیان می‌شود، اهم مراتب توحید نظری است، که بخشی به خود ذات الهی مربوط است و «توحید ذاتی» نامیده می‌شود؛ «توحید صفاتی» به اوصاف الهی مربوط است؛ و سرانجام بخشی به افعال الهی اختصاص دارد و «توحید افعالی» نامیده می‌شود.

مقصود از توحید ذاتی دو چیز است: یکی اینکه، مفاهیمی مانند «واجب بالذات» و «موجود مستقل» که با آنها به ذات خداوند اشاره می‌کنیم، تنها یک مصداق دارند، یا به عبارت دیگر، خداوند کثرت بیرونی ندارد؛ دیگر اینکه، خداوند موجودی است بسیط، یعنی مرکب از اجزا نیست، و کثرت درونی نیز ندارد. مجموع این دو را اصطلاحاً «توحید ذاتی» می‌گویند. پس، توحید ذاتی، یعنی اینکه خداوند، هم یکتاست و هم مرکب نیست؛ یا به عبارت دیگر، خداوند، نه کثرت بیرونی دارد نه کثرت درونی.

مقصود از توحید صفاتی نیز این است که اوصافی که ذات خداوند واجد آنهاست عین یکدیگر و عین ذات خداوندند؛

و مقصود از توحید افعالی این است که همه موجودات نهایتاً مستند به خدا، و فعل اویند.

تذکر: آنچه در این‌جا با عنوان توحید ذاتی، صفاتی و افعالی بیان شده، مطابق اصطلاح فیلسوفان و متکلمان است. اما عرفا اصطلاح متفاوتی دارند. ایشان معتقدند عارف و سالک الی‌الله در مراتب سیر و سلوک و کشف حقایق، به سه مرتبه توحید می‌رسد که به‌ترتیب، توحید افعالی، سپس توحید صفاتی و سرانجام توحید ذاتی است. مقصود از توحید افعالی این است که عارف می‌یابد که همه افعال حقیقتاً فعل خداوند است و هیچ موجودی به طور مستقل در عالم هستی تأثیر ندارد. مرحله بالاتر، یعنی توحید صفاتی، این است که عارف بیابد که همه اوصاف کمال سایر موجودات در واقع، صفات کمال خود خداوندند و هیچ موجودی هیچ کمالی از خود ندارد. سرانجام نیز، عالی‌ترین درجات عرفانْ توحید ذاتی است که در این مرتبه، عارف می‌یابد که جز خداوند، هیچ موجود حقیقی وجود ندارد، یا به‌عبارتی، هیچ چیز دیگر استقلال در وجود ندارد و همه موجودات به وجود خداوند موجودند و مظاهر و تجلیات وجود اویند.2

 

پانوشت


1. ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، مجموعه آثار (مشکات)، 1/1 (معارف قرآن: خداشناسی، جهان‌شناسی، انسان‌شناسی)، ص56ـ70.

2. ر.ک: همان، ص87ـ97.