اوصاف ذاتي و غیرذاتی چیست؟

ابتدا دو جملة زير را که اوصافي را براي آب بيان مي‌کنند در نظر بگيريد:

ـ آب مايع است؛

ـ آب تشنگي را برطرف مي‌کند.

«مايع بودن» و «برطرف کردن تشنگي» هر دو از اوصاف آب‌اند؛ اما در نحوة توصيف آب با يکديگر تفاوت دارند: وصف «مايع بودن» ويژگي‌هاي آب را ذاتاً و با صرف نظر از موجودات ديگر نشان مي‌دهد، و در مقابل، «برطرف کردن تشنگي» وصفي است که آب در مقايسه با کسي که تشنه است دارد. به عبارت ديگر، اگر صرفاً وجود خود آب را در نظر بگیریم و کاری به موجودات دیگر نداشته باشیم، وصف اول را مي‌توانيم به آن نسبت دهيم، اما براي نسبت دادن وصف دوم، وجود خود آب کافي نيست، بلکه افزون بر آن، باید فرد تشنه‌ای نیز باشد که آب تشنگی او را برطرف کند. به وصف اول، وصف ذاتي آب، و به وصف دوم، وصف غير ذاتي آب مي‌گوييم.

اينک اوصاف خداوند را نيز مي‌توانيم به همين صورت به ذاتي و غير ذاتي، تقسيم کنيم. اوصافي که براي نسبت دادنشان به خداوند در نظر گرفتن وجود موجودات ديگر لازم نيست، اوصاف ذاتي خداوندند و اوصافي که ارتباط خداوند را با ساير موجودات نشان مي‌دهند، اوصاف غير ذاتي. اوصاف غير ذاتي خداوند را «اوصاف فعلي» نيز مي‌‌نامند. مثلاً «قدرت مطلق» از اوصاف ذاتي و «روزي دادن» از اوصاف غير ذاتي يا اوصاف فعلي خداوند به شمار مي‌آيند. البته برخي واژه‌ها که براي بيان اوصاف به کار مي‌روند معاني مختلفي دارند، و مطابق برخي معاني، از اوصاف ذاتي خداوندند، و مطابق برخي ديگر، از اوصاف غير ذاتي يا فعلي او. از باب مثال، اگر «آفريدگار» را به معناي «قادر بر آفريدن» به کار ببريم و آن را به خداوند نسبت دهيم، وصفي ذاتي را به او نسبت داده‌ايم؛ زيرا براي اطلاق وصفِ «قادر بر آفريدن»، در نظر گرفتن وجود خداوند کافي است و نيازي نیست که وجود موجودات ديگر را نیز در نظر بگیریم. اما چنانچه «آفريدگار» به معناي موجودي باشد که با موجودات ديگري که اکنون وجود دارند رابطة آفرينش دارد و بالفعل «آفرينندة آنها»ست، چنان که ظاهر معنای آفریدگار نیز همین است، مطابق تعريفي که از اوصاف غير ذاتي يا اوصاف فعلي خداوند بيان کرديم، اين وصف، از اوصاف فعلي خداوند است. پس «آفريدگار» به معناي «قادر بر آفريدن»، از اوصاف ذاتي خداوند است، و به معناي «آفرينندة موجود يا موجودات خاص»، از اوصاف غير ذاتي و اوصاف فعلي او.