اوصاف غيرذاتي خداوند چه چيزي را توصيف مي‌کنند؟

اوصاف غیرذاتی نشان‌دهندة‌ ویژگی‌های خود موصوف نيستند، بلکه رابطة موصوف را با چیزهای دیگر بیان می‌کنند. به همین سبب، این صفات بي‌آنکه هیچ تغییری در ذات موصوف رخ دهد نیز تغییرپذيرند، و حتی در همان حال که موصوف نسبت به چیزی، به صفتی متصف است می‌تواند نسبت به چیزی دیگر، به صفت مقابل آن متصف باشد.

براي روشن شدن مطلب، اوصاف غير ذاتيِ «طلوع کردن» و «غروب کردن» را براي خورشيد در نظر مي‌گيريم. وقتي مي‌گوييم خورشيد طلوع کرد، نمی‌خواهیم در بارة ویژگی‌های خود خورشید سخن بگوییم، و طبعاً نمی‌توانیم نتیجه بگیریم که با طلوع کردن خورشید، تغییری در ذات آن رخ داده است؛ بلکه می‌خواهیم بگوییم رابطه‌ای میان خورشید و برخی اشیای دیگر برقرار شده و مثلاً قسمتي معيّن از سيارة ما در مقابل آن قرار گرفته، به طوری که خورشيد در آنجا قابل رؤيت شده است. غروب کردن خورشيد نيز ویژگی ذات خورشید نیست و با غروب کردن، تغییری در ذات خورشيد رخ نمي‌دهد؛ بلکه نسبت به برخی اشیا و مثلاً در بخشي از سيارة ما غير قابل رؤيت مي‌شود. همچنین در همان حال که خورشید در جایی طلوع می‌کند، در جایی دیگر غروب می‌کند. پس گرچه طلوع کردن و غروب کردن را به صورت دو وصف به خورشيد نسبت می‌دهیم، از آن رو که این اوصاف غير ذاتي‌اند، نشان نمي‌دهند که ذات موصوف چگونه است، بلکه صرفاً نشان‌دهندة چگونگي رابطة ذات با غير ذات‌اند.

اوصاف غير ذاتي خداوند نيز که از رابطة او با موجودات ديگر انتزاع مي‌شوند چنين‌اند. از باب مثال، وقتي مي‌گوييم خدا موجود ديگري را آفريد، صرفاً رابطة ايجاد و خلق را ميان خدا و آن موجود ديگر نشان داده‌ايم، نه ويژگي خاصي را در خود خداوند. نيز وقتي مي‌گوييم خداوند به موجودي روزي داد، رابطة خاصي را که ميان خداوند، موجود روزي‌خوار، و روزي‌اش برقرار شده نشان داده‌ايم. همين طورند اوصاف «زنده کردن»، «ميراندن»، «تدبير کردن»، «بخشيدن»، «اجابت کردن» و صدها وصف ديگر غير ذاتي خداوند. بنا بر اين، اوصاف غير ذاتي خداوند، يا به ‌عبارت ديگر، اوصاف فعلي او، نشان‌دهندة ویژگی‌های ذات خدا نيستند و طبعاً ويژگي‌هاي آنها را نمي‌توان به موصوف نسبت داد. مثلاً اگر گفته شود خداوند در زمان و مکاني خاص، چيزي را به وجود آورد يا به کسي روزي داد، نمي‌توان گفت اين سخن نشان‌دهندة زمان و مکان براي خداوند است، چنان که ممکن است خداوند در همان حال که آفرینندة چیزی است، آفرینندة چیزی دیگر نباشد، یا در همان حال که توبة کسی را می‌پذیرد، توبة دیگری را نپذیرد. پس اوصاف غير ذاتي يا اوصاف فعلي خداوند، رابطة خدا با موجودات ديگر را توصيف مي‌کنند، نه خود ذات او را، و طبعاً تغییر و تفاوت در آنها نیز نشان‌دهندة تغییر و تفاوت در ذات خداوند نیست.