علم به غیر خود، گاه به معنای علم به موجودات دیگری است که وجود دارند. این علم، غیر ذاتی، یا به بیان دیگر، علم فعلی خداوند است؛ زیرا وصفی است که در مقایسه با موجودات دیگری انتزاع میشود که وجود داشته باشند و اگر وجود موجوداتی دیگر را در نظر نگیریم، نمیتوان گفت خداوند بدانها چنین علمی دارد. اما علم به غیر خود، معنای دیگری هم دارد که مطابق آن، این علم، از اوصاف ذاتی خداوند است. برای اینکه این معنا روشن شود، به دو مثال زیر توجه کنید:
ـ عموم مردم آب را میشناسند؛ اما بسیاری از ویژگیهای آب برای اکثر مردم ناشناخته است. محض نمونه، مردم عموماً نمیدانند که رنگ، حجم و سایر خصوصیات آب دقیقاً به چه چیزهایی وابسته است. اگر کسی آب را کاملاً بشناسد، همه چیز را در باره آب خواهد دانست؛
ـ همه ما خودمان را میشناسیم؛ اما بسیاری از ویژگیهای خود را نمیدانیم. مثلاً نمیدانیم اگر ثروت هنگفتی به چنگ آوریم، آن را دقیقاً چگونه خرج خواهیم کرد؛ نمیدانیم اگر سقف بالای سرمان، خدای ناخواسته، بر سرمان فرود آید، چه دردی خواهیم کشید؛ نمیدانیم آستانه تحمل و صبرمان چقدر است؛ و نمیدانیم در هر وضعیتی دقیقاً چه میخواهیم و چه خواهیم کرد. ندانستن این امور بدان دلیل است که خود را کاملاً نمیشناسیم. اگر خودمان را کاملاً بشناسیم، همه چیز را در باره خودمان خواهیم دانست.
وقتی میگوییم خداوند خودش را کاملاً میشناسد، بدین معناست که همه چیز را در باره خودش میداند. پس او دقیقاً میداند که چه چیزهایی را خلق میکند، و چگونه آنها را خلق میکند، و نیز چه چیزهایی را خلق نمیکند. این علم کامل به گونهای است که مثلاً پیش از آنکه انسان خاصی را بیافریند، میداند که او را با چه ویژگیهای ظاهری و باطنی، از چه کسی، چگونه، و در چه زمان و مکانی میآفریند. اگر علم خدا به خودش واقعاً کامل باشد، علم او به مخلوقاتش به گونهای است که گویا پیش از خلقشان، آنها را بهوضوح مییابد و با خلقت آنها، هیچ چیز به آگاهی او از ویژگیهای مخلوقاتش افزوده نمیشود. از آن رو که همه موجودات غیر از خدا مخلوق اویند، او دقیقاً بدان جهت که همه چیز را در باره خودش میداند، همه چیز را در باره موجودات دیگر نیز میداند. همچنین چیزهایی که هرگز موجود نخواهند شد، همان چیزهایی هستند که هرگز خداوند خلقشان نخواهد کرد و خداوند دقیقاً بدان جهت که همه چیز را در باره خودش میداند، همه چیز را در باره آنچه خلق نمیکند و هرگز موجود نخواهد شد نیز میداند. پس علم مطلق ذاتی خداوند، هم مستلزم علم ذاتی به خود است، هم مستلزم علم ذاتی به غیر خود، به طور کامل.
علم ذاتی خداوند به غیر خود، که علم پیش از خلق نیز نامیده میشود، ممکن است منشأ شبههای در خصوص مجبور بودن فاعلهای دیگر، از جمله انسان شود که در مبحث جبر و اختیار طرح و بررسی میشود.
روشن است که خداوند بدان جهت که به غیر خود ذاتاً علم دارد، به غیر خود هنگام وجود آنها نیز علم دارد. پس علم خدا به غیر خود هنگام وجود آنها، که بنا بر تعریف، از اوصاف فعلی خداوند است، از آثار و نتایج علم ذاتی خداوند است. همچنین خداوند از آن جهت که به دیدنیها و شنیدنیها علم دارد، بصیر و سمیع خوانده میشود؛ اما این بدان معنا نیست که برای علم به آنها به ابزار و وسایط نیازمند است، بلکه به همه آنها علم حضوری و بیواسطه دارد.
آدرس: قم - بلوار محمدامین(ص) - بلوارجمهوری اسلامی - موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)