اراده ذاتی خداوند چیست؟ و چه چیزهایی را شامل می‌شود؟

اراده را تنها به معنای دوست داشتن و خواستن، می‌توان درباره خداوند به کار برد. این معنای اراده، دو کاربرد ذاتی و غیر ذاتی دارد. اراده ذاتی به معنای دوست داشتن و خواستن در مقام ذات است. دوست داشتن و خواستن، مانند علم و دانستن، به چیزی تعلق می‌گیرد؛ دوست داشتن همواره دوست داشتن چیزی است و خواستن، خواستن چیزی. اما اگر قرار باشد دوست داشتن و خواستن را به معنای ذاتی در نظر بگیریم، باید آن را به گونه‌ای معنا کنیم که در نظر گرفتن وجود چیزی دیگر غیر از خود ذات لازم نباشد. دوست داشتن و خواستن به معنای ذاتی، صرفاً دوست داشتن و خواستن خود و لوازم آن است؛ همان طور كه علم ذاتی، علم به خود و لوازم آن است. هنگامی که در باره خود تأمل می‌کنیم، می‌بینیم چیزهایی را ذاتاً دوست داریم که آنها را با وجود خودمان متناسب می‌دانیم. ما ذاتاً وجود خود را دوست می‌داریم؛ همچنین چیزهایی را که اوصاف وجودی خود و به اصطلاحِ فیلسوفان، کمال خود می‌دانیم دوست می‌داریم. محض نمونه، عموم انسان‌ها خودشان را و نیز دانا بودن خود را دوست دارند. حتی کسانی که اموال و دارایی‌های مادی را کمال خویش می‌دانند و می‌پندارند با به چنگ آوردن ثروت، چیزی به خودشان افزوده می‌شود، اموال خود را دوست می‌دارند. در واقع، دوست داشتن و خواستن، لازمه نوعی آگاهی از وجود خویش و از چیزهایی است که با وجود خود تناسب دارند.1

از سوی دیگر، دوست داشتن و خواستنِ خود، مستلزم دوست داشتن و خواستنِ چیزهایی است که آنها را آثار خود می‌دانیم. اگر شما خود خورشید را دوست داشته باشید و نه فقط برخی ویژگی‌های آن را، و نیز بدانید که خورشید نورافشانی می‌کند، شما نورافشانی خورشید را نیز دوست خواهید داشت. در واقع، دوست داشتن و خواستن خودِ یک چیز، مستلزم دوست داشتن و خواستن همه چیزهایی است که آنها را لوازم و آثار آن می‌دانیم و بنا بر این، کسی که خود را دوست دارد، آنچه را آثار خود می‌داند نیز از همین جهت دوست می‌دارد.

اکنون ببینیم اراده ذاتی، به معنای دوست داشتن و خواستن خود و لوازم آن، در خداوند وجود دارد یا نه. پیش از این ثابت کردیم که خداوند عالم مطلق است و خود را کاملاً می‌شناسد. بنا بر اینکه، دوست داشتن و خواستن خود و لوازم آن، لازمه علم به خود و علم به لوازم وجود خویش است، می‌توان نتیجه گرفت که خداوند خود، کمالات خود، و لوازم وجود خود را دوست می‌دارد و همه آنها را ذاتاً می‌خواهد.

دوست داشتن و خواستنِ خود و کمالات خویش معنای روشنی دارد. اما لوازم و آثار خدا چه چیزهایی هستند و خداوند چگونه آنها را می‌خواهد؟ لوازم و آثار خداوند موجوداتی هستند که خداوند علت و خالق آنها، و آنها معلول و مخلوق او واقع می‌شوند. پس خداوند، ذاتاً افزون بر آنکه خود و کمالات خویش را می‌خواهد، موجوداتی را که معلول و مخلوق او واقع می‌شوند نیز می‌خواهد، و این خواستن از اوصاف ذاتی و ثبوتی اوست. از آن‌جا که همه موجودات غیر از خدا، معلول و مخلوق اویند، اراده ذاتی خداوند شامل خود خدا و تمام موجودات غیر از او می‌شود، و به عبارت دیگر، اراده ذاتی خداوند مطلق است.

 

پانوشت


1. باید توجه داشت که مقصود از دوست داشتن وجود خود و لوازم آن، دوست داشتن امور وجودی است، نه امور عدمی. بنا بر این، کسی که از خودش بدش می‌آید، در واقع، نقایص و کمبودهای خود را دوست ندارد، نه خودش را. برای نشان دادن اینکه هر موجودی ذاتاً خودش را دوست دارد، می‌توان از تحلیل منشأ دوست داشتن که آن را به علم حضوری می‌یابیم استفاده کرد. دوست داشتن حاصل درک ملائمت چیزی با وجود خود است، و هر چیز را بدان جهت که می‌دانیم تناسبی با ما دارد دوست می‌داریم؛ بدین صورت که می‌دانیم یا در خصوصیات و ویژگی‌هایش با ما مشابه است، یا نیازی را از ما برمی‌آورد و به وجود ما چیزی می‌افزاید، یا از انس با او لذتی می‌بریم، یا... . اما هر موجودی با خودش تناسب کامل دارد و چنانچه خودش را بشناسد،‌ این تناسب را درک می‌کند و بنا بر این، خودش را دوست می‌دارد. در واقع، هر موجودی که قابلیت ادراک داشته باشد، همان گونه که ذاتاً به خود علم دارد و به سایر موجودات از طریق علم به خود علم پیدا می‌کند، ذاتاً خود را دوست دارد و از طریق محبت به خود، موجودات دیگر را دوست دارد. با توجه به اینکه خداوند کامل مطلق است و به وجود خود کاملاً علم دارد، درمی‌یابیم خداوند خود را کاملاً دوست می‌دارد و می‌خواهد. همچنین با توجه به اینکه دوست داشتن خود، امری وجودی و نوعی کمال است، هر موجودی که واجد همه کمالات باشد این کمال را نیز خواهد داشت، و از این راه نیز می‌توان نتیجه گرفت که خداوند کاملاً خود را دوست می‌دارد و می‌خواهد. از سوی دیگر، سایر موجودات آثار و لوازم وجود خداوندند و خداوند با علم ذاتی به لوازم وجود خود، آنها را نیز متناسب با کمالشان دوست می‌دارد و می‌خواهد.