توحید صفاتی چیست و چگونه اثبات می‌شود؟

روشن است که هر یک از اوصاف کمال خداوند، مفهومی غیر از دیگری دارد. مثلاً مفهوم «علم» غیر از مفهوم «قدرت» است. اما این بدان معنا نیست که ذات خداوند مرکب از چندین موجود مختلف باشد، و مثلاً بخشی از آن علم، بخشی اراده، بخشی قدرت و بخشی حیات باشد؛ بلکه همه این اوصاف به یک وجود موجودند و آن همان ذات بسیط خداوند است. برای توضیح، ابتدا نشان می‌دهیم که همواره تعدد مفاهیم نشانه تعدد موجودات نیست؛ سپس ثابت می‌کنیم که اوصاف کمال خدا، یعنی اوصاف ذاتی ثبوتی او از این سنخ‌اند.

به کار رفتن مفاهیم متعدد در باره امور موجود، گاه نشانه تعدد موجودات است. مثلاً اگر بدانیم در یک باغچه، هم گل وجود دارد هم درخت، بدین معناست که می‌دانیم در این باغچه دست‌کم دو موجود وجود دارد. اما به کار رفتن مفاهیم متعدد در باره امور موجود، همواره نشانه تعدد موجودات نیست. از باب مثال، در باره یک گل که در این باغچه وجود دارد، مفاهیم «گل»، «موجود» و «یک» به کار می‌روند که سه مفهوم متفاوت‌اند؛ اما هر سه به یک موجود اشاره می‌کنند. چنین نیست که افزون بر خود گل که موجود است، «موجود بودن» گل نیز موجود دیگری باشد و «یکی بودن» آن نیز موجود سومی. موجود بودن گل و یکی بودنش عین خود گل‌اند، نه غیر آن.

اکنون اوصاف کمال خداوند را در نظر می‌گیریم و نشان می‌دهیم این اوصاف، که هر یک مفهومی غیر از مفهوم اوصاف دیگر دارد و هر یک بر نوعی از کمالات خداوند دلالت می‌کند، در واقع، وجودی غیر از وجود خداوند ندارند و عین خدایند، نه غیر او. برای اثبات این مدعا، از برهان خلف استفاده می‌کنیم؛ یعنی ابتدا فرض می‌کنیم این اوصافْ غیر از خدایند، و سپس نشان می‌دهیم که این فرض مستلزم تناقض است.

ابتدا a را نماد یک وصف دلخواه از اوصاف ذاتی ثبوتی خداوند فرض می‌کنیم. به عبارت دیگر، فرض می‌کنیم a وصفی دلخواه از اوصاف کمال خداوند است. از آن رو که خداوند کامل مطلق است و همه اوصاف کمال را دارد، می‌دانیم a موجود است. از سوی دیگر، هر موجودی یا واجب بالذات است یا واجب بالغیر. اکنون فرض می‌کنیم وجود a غیر از وجود خداوند باشد و نشان می‌دهیم که در هر دو صورت، یعنی چه a واجب بالذات باشد و چه واجب بالغیر، این فرض مستلزم تناقض است و بدین ترتیب، روشن می‌شود که a وجودی غیر از وجود خداوند ندارد.

اگر بپذیریم a واجب بالذات است و با این حال، وجودی غیر از وجود خداوند دارد، بدین معناست که تعدد واجب بالذات را پذیرفته‌ایم؛ در حالی که دلیل یکتایی خداوند نشان می‌دهد که واجب بالذات یکی است. اما اگر a را واجب بالغیر فرض کنیم، بدین معناست که a مخلوق خداست. اما در این صورت، ذات خدا را فاقد a که یکی از اوصاف کمال است دانسته‌ایم و این اولاً با کامل مطلق بودن خدا سازگار نیست، و ثانیاً با قانون سنخیت منافات دارد؛ زیرا فرض کرده‌ایم موجودی که فاقد کمالی است، علت وجودبخش آن کمال است. بدین ترتیب می‌بینیم که فرض اینکه یکی از اوصاف کمال خداوند وجودی غیر از وجود خداوند داشته باشد مستلزم تناقض است. پس فرض ما باطل است و باید بپذیریم که اوصاف کمال (اوصاف ذاتی ثبوتی) خداوند، وجودی غیر از وجود خود خداوند ندارند و عین خداوندند، نه غیر او. صورت منطقی استدلال بالا چنین است:

(۱) a از اوصاف کمال، و موجود است؛

(۲) هر موجودی یا واجب بالذات است یا واجب بالغیر؛

(۳) پس a یا واجب بالذات است یا واجب بالغیر؛

(۴) اگر a وجودی غیر از خدا داشته باشد و واجب بالذات باشد، واجب بالذات متعدد است؛

(۵) واجب بالذات متعدد نیست؛

(۶) پس یا a وجودی غیر از خدا ندارد یا واجب بالغیر است؛

(۷) اگر a واجب بالغیر باشد، خداوند فاقد کمال a است و در نتیجه، کامل مطلق نیست و با معلول خود نیز سنخیت ندارد؛

(۸) خداوند کامل مطلق است و با معلول خود سنخیت دارد؛

(۹) پس a واجب بالغیر نیست؛

نتیجه: a وجودی غیر از خدا ندارد.

از عینیت اوصاف ذاتی ثبوتی با ذات خداوند می‌توان نتیجه گرفت که این اوصاف، یعنی اوصاف کمال خداوند، وجودی غیر از یکدیگر نیز ندارند و وجود خود این اوصاف نیز عین وجود یکدیگر است. بنا بر این، اوصافی مانند علم ذاتی، اراده ذاتی، قدرت و حیات خداوند، گرچه از نظر مفهومی غیر از یکدیگر و غیر از موصوف خود هستند، وجودی جدا از یکدیگر ندارند و در وجود، عین یکدیگرند. عینیت صفات کمال خداوند با یکدیگر و با ذات خداوند را «توحید صفاتی» می‌گویند.