ضرورت وجود حیات پس از مرگ را با استناد به عدالت الهی توضیح دهید.
1399/05/25 0 Comments
میتوان دلیل عدالت برای اثبات ضرورت بقای نفس را چنین تقریر کرد:
1. خداوند عادل است و هر کسی را به اندازۀ عملش پاداش و جزا میدهد؛
2. عدل الهی اقتضا میکند که هر یک از نیکوکاران و تبهکاران به پاداش و کیفری درخور برسند (این مقدمه از تحلیل مفهوم عدالت به دست میآید)؛
3. در دنیا همۀ انسانها جزای کامل اعمال خویش را نمیبینند: نه نیکوکاران به پاداش کامل خود میرسند، نه بدکاران جزای مناسب را متحمل میشوند، و اساساً دنیا و حیات دنیوی ظرفیت بسیاری از پاداشها یا کیفرها را ندارد.
اثبات مقدمۀ سوم: زندگی دنیا (که هم مصلحان و هم مفسدان از آن بهرهمندند) تحت سیطرۀ اسباب و عوامل مادی اداره میشود، که تأثیر آن اسباب و عوامل در مورد انسان کامل و ناقص یا مؤمن و کافر یکسان است (زهرش هر دو را میکشد، آتشش هر دو را میسوزاند، آفتابش به هر دو میتابد). به همین دلیل برخی از انسانها، هر چند ظالم یا کافر، زندگی خوشایند و راحتی در حیات دنیوی دارند، و برخی دیگر، هر چند عادل و مصلح، در مضیقهاند و زندگی دنیایی سختی را میگذرانند. با این وضعیت، اگر زندگی منحصر در همین حیات دنیا باشد، و حیات آخرت متناسب با کمال هر یک از این دو دسته نباشد، با عدالت خداوند منافات دارد، و با حکمت خداوند متعال در باب دادن کمال هر چیز به مستعد آن کمال سازگار نیست. از این رو حیات دنیوی با عمل مصلحان و مفسدان نمیتواند متناسب باشد.
همچنین با توجه به مختار بودن انسانها، بر اساس عوامل مادی و تواناییهای شخصی، برخی افراد نسبت به بعضی دیگر قدرت بیشتری دارند و مانع بهرهمندی دیگران از مواهب و لذات دنیوی میشوند. از این رو برخی انسانها، از بیشتر مواهب و لذات محروم میشوند. بدیهی است که با وجود این شرایط، عادلانه نیست که خداوند به حیات دنیوی بسنده کند و زمینه را برای رسیدن مصلحان و نیز مفسدان به پاداش و کیفر متناسب با اعمالشان فراهم نکند.
نتیجه: عدالت خداوند مقتضی آن است که جهان دیگری در کار باشد تا در آن، نیکان و بدان پاداش و کیفر کامل اعمال نیک و بد خود را ببینند، و این جز با بقای نفس امکانپذیر نخواهد بود
آدرس: قم - بلوار محمدامین(ص) - بلوارجمهوری اسلامی - موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)