با بهره‌گیری از مبانی معرفت‌شناختی، هستی‌شناختی و انسان‌شناختی، ضرورت وجود معارف فراعادی را توضیح دهید.

الف. خدای متعال حکیم است و انسان را برای رسیدن به کمال حقیقی، یعنی قرب الهی و سعادت حقیقی در حیات اخروی آفریده است؛
ب. به دلیل برخورداری انسان از قوة اختیار و بر اساس پیوستگی دنیا و آخرت و تأثیر افعال اختیاری در نفس که حقیقت انسان را تشکیل می‌دهد و با مرگ نیز باقی می‌ماند، قرب الهی و سعادت اخروی وی در گرو افعال اختیاری متناسب با این هدف، یعنی زندگی صحیح و پسندیده در دنیاست و زندگی صحیح و پسندیده متوقف بر شناخت صحیح راه سعادت است؛
ج. ابزارهای عادی شناختِ راه سعادتْ عقل، حس، شهود، تجربه، نقل، استناد به معرفت دیگران و نیز یادآوری همین گونه معرفت‌ها است؛
د. ابزار عادی شناخت برای تشخیص کامل راه سعادت کافی نیست؛ زیرا اولاً حواس بیرونی (حواس پنج‌گانه)، هم محدودند، زیرا صرفاً در نسبت با امور مادی و پدیده‌های جزئی محدود به شرایط خاص زمانی و مکانی حاصل می‌شوند، و هم گاهی در به‌کارگیری آنها خطا رخ می‌دهد.
ثانیاً عموم انسان‌ها نیز دسترسی شهودی به تأثیر افعال خویش و نسبت آن با سعادت حقیقی ندارند.
 ثالثاً عقل نیز در شناخت راه حقیقی سعادت، محدود است. محدودیت عقل در باب شناخت راه سعادت، بدین روست که عقل، نه بر ویژگی‌ها و کمالات حقیقی انسان احاطۀ کامل دارد، نه بر ویژگی‌های عالَم آخرت و نه بر کیفیت تأثیر رفتارهای دنیوی در سعادت و شقاوت اخروی؛ زیرا تجربه‌ای از این گونه تأثیرات ندارد. 
رابعاً سایر راه‌های معرفت، یعنی تجربه، نقل، استناد به معرفت دیگران و یادآوری نیز، چون با ترکیب راه‌های سه‌گانۀ فوق به دست می‌آیند، همان محدودیت‌ها و اشکالات را دارند.
نتیجه: خدای حکیم باید راهی فراعادی برای دستیابی انسان به معرفت‌های لازم برای رسیدن به کمال حقیقی فراروی او قرار دهد. به عبارت دیگر، اگر خدای متعال چنین معارف فراعادی ناظر به سعادت را در اختیار انسان قرار ندهد، غرض او از آفرینش انسان (رسیدن اختیاری انسان‌ها به سعادت حقیقی) نقض خواهد شد، و نقض غرض خلاف حکمت الهی است