با مقایسه کاربرد واژة ارزش در بارة اقتصاد، تاریخ و اخلاق، معنای ارزش را بیان کنید.

وقتی در حوزة اقتصاد از ارزش سخن می‌گوییم، با صرف نظر از اقسامی که برای ارزش در این علم بیان می‌کنند، منظورمان اموری است که از جهت اقتصادی مطلوب‌اند. پول، کالا، زمین، و نیز آباد کردن زمین و انجام دادن معاملات سودآور، همگی از جهت اقتصادی ارزش دارند؛ یعنی در اقتصاد، این امور مطلوب شمرده مي‌شوند؛ زیرا اقتصاد در بارة ثروت و دارایی بحث می‌کند و همة اموری که برشمردیم، یا خودشان نوعی ثروت و دارایی‌اند یا به تولید و افزایش ثروت می‌انجامند.
هدف از بررسی‌های تاریخی نیز کشف وقایع گذشته است و به همین جهت، هر چیزی که بتواند به این هدف کمک کند از جهت تاریخی مطلوب است؛ مانند اسناد و مدارک قدیمی و معتبر، و آثار باستانی که می‌توان با کمک آنها به افکار و عقاید و نوع زندگی مردم و وقایعی که در زمانی خاص رخ داده‌اند، پی برد.
در اخلاق نیز واژة «ارزش» به اموری اطلاق می‌شود که از نظر اخلاقی مطلوب باشند. از آن جایی که اخلاق در بارة صفات اکتسابی و کارهای اختیاری سخن می‌گوید. بنا بر این صفات و کارهایی که از نظر اخلاقی مطلوب‌اند، ارزشمند، و صفات و کارهای نامطلوب، ضد ارزش نامیده می‌شوند. که این صفات و کارها با زندگی مطلوب سنجیده می‌شوند و آنچه موافق زندگی مطلوب باشد، از نظر اخلاقی مطلوب و ارزشمند است .بنا بر آنچه گفتیم، «ارزش» در بارة امور مطلوب به ‌کار می‌رود و می‌توان آن را معادل مطلوبیت دانست. بنا بر این، باارزش یعنی مطلوب، و بی‌ارزش یا ضد ارزش یعنی نامطلوب. اما گاه واژة «ارزش» به معنایی عام‌تر و در بارة هر چیزی که نسبتی با مطلوب دارد به ‌کار می‌رود. بدین ترتیب، ارزش را به سه قسم مثبت، منفی و صفر (یا خنثی) تقسیم می‌کنند و امور نامطلوب را به ‌جای آنکه ضد ارزش بنامند، دارای ارزش منفی، و اموری را که نه مطلوب‌اند نه نامطلوب، دارای ارزش صفر یا خنثی می‌خوانند.