انواع لزوم را نام ببريد و در بارة هر یک توضیح دهید و مثال بزنید.

 واژة «لزوم» برای بیان دستور، قرارداد یا ضرورت چیزی در مقایسه با چیزی دیگر به ‌کار می‌رود. به مثال‌های زیر توجه کنید:
ـ [رئيس اداره:] لازم است همة كارمندان مرخصي خود را كتباً از رياست درخواست كنند؛
ـ (توافق می‌کنیم که) لازم است هر ماه دست‌كم يك جلسه داشته باشيم؛
ـ صاحب‌نظران بر لزوم جذب نقدينگي براي مهار تورم و كاهش آن تأكيد مي‌كنند.
همان ‌طور که از مثال‌ها معلوم می‌شود، گاهی لزوم وابسته به دستور است و می‌توانیم این نوع لزوم را «لزوم دستوری» بنامیم. گاه نيز لزوم به قرارداد و توافق میان افراد وابسته است و می‌توانیم آن را «لزوم قراردادی» بنامیم. در این دو نوع لزوم، وظیفه‌ای برای کسی تعیین می‌شود و آن را «الزام» نیز می‌نامند. تفاوت لزوم دستوری و قراردادی در این است که در اولی (لزوم دستوری)، فرد یا گروهی برای دیگران وظیفه‌ای تعیین می‌کنند و در دومی (لزوم قراردادی)، خود افراد با توافق میان خودشان وظایفی را بر عهدة یکدیگر می‌گذارند و آنها را می‌پذیرند.
اما در جایی که لزوم چیزی را در مقایسه با چیزی دیگر بیان می‌کنیم، مقصود رابطه‌ای ضروری است که میان دو چیز واقعاً برقرار است. مثلاً همان‌ طور که در مباحث فلسفی دیدیم، میان علت و معلول رابطة ضروری وجود دارد؛ به ‌طوری که با وجود علت تامه، وجود معلول ضرورت می‌یابد، و برای تحقق معلول نیز، وجود علت ضروری است. از این رو، ضرورت علّی ـ معلولی را نیز می‌توان با واژة «لزوم» بیان کرد و مثلاً چون جذب نقدینگی را از علل مهار تورم و کاهش آن می‌دانند، می‌گویند: برای مهار تورم و کاهش آن، جذب نقدینگی لازم است. این نوع لزوم را «لزوم بالقیاس الی الغیر» و به‌اختصار، «لزوم بالقیاس» می‌نامند.