در ضمن مثال، کاربرد مفاهیم خوب، بد، درست و نادرست را در بیان ارزش توضیح دهید.

در مورد مفاهیم خوب و بد،کاربردهای مختلف این دو مفهوم نشان می‌دهند که این دو به‌ترتیب، برای بیان مطلوب و نامطلوب بودن چیزی، يا به عبارت دیگر، برای بیان ارزش مثبت و منفی به ‌کار می‌روند. مثلاً وقتی می‌گوییم «سلامت خوب است»، مقصودمان مطلوب بودن سلامت است؛ و وقتی مي‌گويند «این قلم برای خوش‌نویسی خوب است» بدین معناست که در مقایسه با هدف مطلوب، یعنی خوش‌نویسی، مطلوب است؛ و مقصود کسی که می‌گوید: «خوب است برای درمان بیماری کلیه به ‌جای مراجعه به پزشک عمومی، به پزشک متخصص مراجعه کنید» این است که مراجعه به پزشک متخصص مطلوب‌تر از مراجعه به پزشک عمومی است. پس «خوب»، هم برای بیان ارزش ذاتی به ‌کار می‌رود، هم برای بیان ارزش غیری، و هم در مقایسة دو ارزش متزاحم، برای بیان ارزش جای‌گزینی.
بر این اساس، هم زندگی مطلوب خوب است، و هم کارهایی که برای تأمین زندگی مطلوب لازم‌‌اند و با آن تناسب دارند، خوب‌اند، و هم از میان دو کار مزبور، آن‌که بهتر است، خوب است به ‌جای دیگری انجام داده شود؛ یعنی وقتی در بارة اخلاق سخن می‌گوییم نیز، خوب می‌تواند بیان‌کنندة ارزش ذاتی، غیری یا جای‌گزینی باشد.
در مقابل، «بد» نیز به امر نامطلوب اشاره دارد. زندگی نامطلوب از نظر اخلاقی ذاتاً بد است، و اموری که زندگی را نامطلوب می‌کنند چون ارزش غیری منفی دارند، بدند، و انتخاب کاری که ارزش آن از کاری دیگر کمتر است، در مقایسه با آن بد است. با توجه به آنچه گفتیم، «خوب» و «بد» در گزاره‌های اخلاقی به‌ترتیب، بیان‌کنندة ارزش مثبت و منفی‌اند و ارزش غیری یا جای‌گزینی صفات اکتسابی و کارهای اختیاری را در مقایسه با زندگی مطلوب، که ارزش ذاتی دارد، نشان می‌دهند.
امادو مفهوم درست و نادرست نیز، همچون خوب و بد، برای بیان ارزش مثبت و منفی به ‌کار می‌روند؛ با این تفاوت که برای بیان ارزش ذاتی از آنها استفاده نمی‌شود. از باب مثال، وقتی می‌گوییم «راه درست آن است که ما را به مقصود برساند»، ارزش غیری آن را نسبت به هدف مطلوب بیان می‌کنیم، و مقصودمان از اینکه «با وجود پزشک متخصص کلیه، مراجعه به پزشک عمومی برای درمان بیماری کليوي نادرست است»، این است که این کار ارزش جای‌گزینی ندارد.
بدین ترتیب، در گزاره‌های اخلاقی نیز برای بیان ارزش مثبت و منفی صفات اکتسابی و کارهای اختیاری از این دو مفهوم استفاده می‌شود؛ مانند اینکه می‌گوییم: امانت‌داری، صداقت و بردباری کارهای درستی هستند، و خیانت در امانت، بزدلی و تنبلی نادرست‌اند. همچنین از میان دو کار متزاحم، کار درست همان است که ارزش بیشتری دارد.