باید و نباید برای بیان کدام نوع لزوم به ‌کار می‌روند؟ ضمن مثال، توضیح دهید.

از کاربردهای شایع «باید» و «نباید»، دستور دادن است. محض نمونه، وقتی کسی به ما می‌گوید: «باید امروز این کار را برای من انجام دهی» یا «نباید فلان کار را انجام دهی»، معمولاً مقصودش این است که برای ما وظیفه‌ای تعیین کند و انجام دادن کاری یا پرهیز از آن را بر عهدة ما بگذارد. بدین ترتیب، این دو مفهوم برای بیان لزوم دستوری به ‌کار می‌روند. البته چنانچه افرادی با توافق میان خودشان برای خود وظیفه‌ای تعیین کنند نیز می‌توانند آن را با «باید» و «نباید» بیان کنند. مثلاً وقتی می‌گوییم «توافق می‌کنیم که شما باید کارتان را از فردا شروع کنید و من باید وسایل لازم را تا آخر وقت امروز فراهم کنم»، از این دو مفهوم برای بیان لزوم قراردادی استفاده کرده‌ایم.
اکنون به مثال‌های زیر توجه کنید:
ـ برای آنکه تورم مهار شود، باید نقدینگی کاهش یابد؛
ـ برای آنکه جسم شتاب بگیرد، باید به آن نیرو وارد شود؛
ـ برای آنکه بیماری شما درمان شود، باید داروهایتان را به‌موقع مصرف کنید.
در این مثال‌ها، باید و نباید برای بیان نوع سوم لزوم، یعنی لزوم بالقیاس به ‌کار رفته‌اند. بدین ترتیب، «باید» و «نباید» برای بیان هر سه نوع لزوم دستوری، قراردادی و بالقیاس به ‌کار می‌روند.