نسبی‌گرایان چگونه از نسبیت توصیفی برای اثبات نسبیت فرااخلاقی استفاده کرده‌اند؟ استدلال آنها را توضیح دهيد و آن را بررسی کنید.

یکی از ادله نسبی‌گرایان برای اثبات نسبیت فرااخلاقی، نسبیت توصیفی است؛ اين استدلال را می‌توان چنین توضيح داد: 
اگر اعتبار گزاره‌هاي اخلاقي وابسته به اموري همچون سليقة فرد يا خواست جمع نبود، و این گزاره‌ها بیانگر واقعیت‌های عینی مي‌بودند، همة افراد در همة زمان‌ها می‌توانستند دست‌كم اصول اخلاقی را به ‌طور بدیهی درك کنند، و در نتيجه، در باره آنها هيچ اختلاف نظري پديد نمي‌آمد. اما با مراجعه به گزارش‌های تاريخي و توصیف‌های مردم‌شناسان، درمی‌یابیم که اختلاف نظر گسترده‌اي حتي در بارة اصول اخلاقی وجود دارد. پس بايد پذيرفت كه این گزاره‌ها واقع‌نما نیستند و اعتبارشان نسبی و وابسته به سليقة فرد یا خواست جمع است.
بررسی
1. چنان که دیدیم، نسبیت توصیفی اثبات نشد تا بر اساس آن بتوان مرحلة بعدی نسبیت را اثبات کرد. 
2. این استدلال مبتنی بر این است که اگر در گزاره‌های بنیادین حوزه‌ای از دانش، اختلاف نظر وجود داشته باشد، گزاره‌های آن دانش غیر واقع‌نمايند و اعتبارشان نسبی است. اما این ادعا را می‌توان با یک نمونة نقض ابطال کرد. از باب مثال، به رغم وجود اختلاف نظر در گزاره‌های بنیادین علم فيزيك، گزاره‌های فیزیک تابع شرایط واقعی‌اند و اعتبار آنها به سلیقة فرد یا خواست جمع وابسته نيست. 
3. اختلاف در اصول اخلاقي در بسياري موارد، ممكن است ناشي از در نظر گرفتن پيامدهاي عمليِ التزام به آنها باشد، نه ناشي از وابستگی آنها به سليقة فرد یا خواست جمع. توضيح اينكه پذيرفتن برخي واقعيت‌ها ممكن است در التزام عملي ما تأثيري نداشته باشد و در نتيجه، چيزي بر عهدة ما نگذارد. محض نمونه، پذيرفتن اين واقعيت كه آب در فشار يك اتمسفر در دماي يك‌صد درجه مي‌جوشد، يا نيرو موجب شتاب جسمي مي‌شود كه بدان نيرو وارد شده است، براي من التزام و مسئوليتي ايجاد نمي‌كند؛ اما پذيرفتن اينكه فلان كار خوب يا بد است، چنين نيست. من با پذيرفتن خوبي يا بدي كاري، در واقع مي‌پذيرم كه بايد مطابق آن عمل كنم، و مسئوليتي را بر اساس آن بر عهده مي‌گيرم. بدين جهت، ممكن است افراد يا جوامع مختلف در شرايط متفاوت، از پذيرفتن برخي واقعيت‌هاي اخلاقي سر باز زنند، نه بدان جهت كه اخلاق واقعيتي ندارد تا آن را درك كنند، بَل بدين جهت كه نمي‌خواهند بر اساس پذيرفتن آن واقعيات، مسئولیت آن را بپذیرند