دلیل نسبیگرایان بر اصول نسبیت هنجاری را بیان، و آن را بررسی کنید.
1399/07/12 0 Comments
مهمترین استدلال نسبیگرایان برای اثبات این اصول، استناد به نسبیت فرااخلاقی است. خلاصة استدلال ایشان را میتوان این گونه بیان کرد: چون از ميان احكام اخلاقي، هيچ يك به طور مطلق معتبر نيستند، بلكه اين احكام تنها براي فرد یا جمعي كه آنها را پذيرفتهاند اعتبار دارند، قضاوت اخلاقي در بارة رفتار و منش ديگران، بر اساس نظريه اخلاقي پذيرفته خود، اخلاقاً درست نيست. هر فرد یا جمعي بايد در انتخاب و عمل به نظرية اخلاقي پذيرفته خود آزاد باشد؛ با ديگران مدارا كند؛ و به انتخاب و عمل آنان احترام بگذارد.
بررسی استدلال
1. چنان که دیدیم، هیچ یک از دلیلهایی که بر نسبیت فرااخلاقی اقامه شد پذيرفتني نبودند، و بنا بر این، مقدمه این استدلال اثبات نشده است.
2. نسبیت فرااخلاقی، که مقدمة این استدلال است، مطلق بودنِ اعتبار همة احكام اخلاقي را نفي ميكند؛ در حالي كه نسبيت هنجاري (نتیجة این استدلال) خود، اصول مطلقي را بيان ميکند. اما چگونه ممكن است از نسبي بودن همة ارزشها، مطلق بودن برخي از آنها را نتيجه گرفت؟! در واقع، نسبيگرایان با پذيرفتن اصولِ مزبور، مقدمه استدلالِ خود را که مهمترین مدعای ایشان نیز هست، نقض كردهاند.
3. بنا بر نسبيت فرااخلاقي، هر حكم اخلاقي با سلیقه فرد یا خواستِ جمع ميتواند اعتبار يابد. بنا بر اين، اگر فرد یا گروهی بر نقيض اصول نسبيت هنجاري تأكيد داشته باشند، بايد آنها نيز معتبر باشند. پس نسبيگرا نميتواند بر لزوم پذيرفتن اين اصول تأكيد ورزد.
4. بنا بر مباني پذيرفته نسبيگرا، احکام اخلاقی مبنای واقعی ندارند و براي اثبات احكام اخلاقي نمیتوان به واقعیتها استناد کرد. چنين استنادي از نظر نسبيگرايان نوعي مغالطه است كه آن را مغالطة «بايد و «هست» مينامند؛ اما در این استدلال از مطلق نبودن اعتبار احکام اخلاقی، که ناظر به واقعیتهاست، چند اصل اخلاقی نتیجه گرفته شده است. بنا بر اين، نسبيگرايان در اين استدلال، بنا بر ديدگاه خود، دچار مغالطه بايد و هست شدهاند.
آدرس: قم - بلوار محمدامین(ص) - بلوارجمهوری اسلامی - موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)