آیا مقید ساختن آزادی به مواردی که مانع آزادی دیگران نباشد، یا محدود کردن آزادی در عمل ومطلق دانستن آزادی در نظر ،این اصل هنجاری را موجه می‌سازد؟ توضیح دهید.

خیر موجه نمی سازد زیرا:
1- چنان كه ديديم خود نسبيت، دليل موجهي براي اثبات خويش ندارد و در نتيجه، نمي‌تواند مبناي مناسبي براي اصول يادشده به ‌شمار آيد؛ چه اين اصول را مطلق تلقي كنيم، چه نسبي و مقيد.
2. نسبی‌گرایان مطابق مدعای فرااخلاقی خود، اعتبار همة احکام اخلاقی را به سلیقة فرد یا خواست جمع مقید می‌دانند. بنا بر این، ایشان نمی‌توانند فراتر از سلیقة فرد یا خواست جمع، قیدی را بر دیگران تحمیل کنند.
3. به فرض آنكه آزادي را تا جايي كه مانع آزادي ديگران نباشد ارزشمند بدانيم، معلوم نيست در تعارض آزادي يك جنايت‌كار براي ارتكاب جنايت، با آزادي كسي كه مورد تعرض وي قرار مي‌گيرد، بدون تمسك به پيامدهاي واقعي، كدام آزادي را بايد فداي ديگري كرد.
4. روشن نيست مرز دقيق «نظر» و «عمل» كدام است. آيا شايعه‌سازي، دروغ‌پراكني و ناسزاگويي، از مقولة نظرند و مجاز، يا از مقولة عمل، و ممنوع؟
5. چنانچه بپذيريم آزادي‌هايي كه پيامدهاي نامطلوب دارند در ديدگاه نسبي‌گرايي مجاز نيستند، معلوم نيست چرا پيامدهاي آزادي بيان، قلم و انديشه هيچ گاه نامطلوب به شمار نمي‌آيند. كساني كه سعادت اخروي را مشروط به داشتن ايمان و اعتقادات درست مي‌دانند، معتقدند آزادي بيان ممكن است در مواردي موجب از دست رفتن اين اعتقادات و شقاوت ابدي افراد شود. نسبي‌گرا با چه استدلالي نامطلوب بودن اين پيامد را نفي مي‌كند؟
بدين ترتيب به نظر مي‌رسد افزودن قيودي به اصول نسبيت هنجاري نيز نمي‌تواند از نقدهاي وارد بر آن بکاهد.