بله،در مواردي نيز ممكن است ديگرگرايي با كمال حقيقي انسان تزاحم داشته باشد. در اين صورت، ديگرگرايي ارزش جايگزيني ندارد. بدين ترتيب، در بارة ديگرگرايي نيز به رعايت حد وسط و اعتدال توصيه شده است؛ چنان که قرآن کریم در وصف عبادالرّحمن میفرماید: وَالَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً؛[1] «و آنانكه هنگام انفاق، نه زيادهروي ميكنند، و نه تنگ ميگيرند [و بخل ميورزند] و انفاقشان ميان آن [دو حد]، در حد وسط و اعتدال است». نیز خطاب به پیامبر اسلام میفرماید: وَلا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَي عُنُقِكَ وَلا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً؛[2] «و نه دست خود را بر گردنت بسته دار (ترك انفاق و بخشش كن)، و نه كاملاً گشادهدست باش كه سرزنش شوي و درمانده گردي». حتی در مواردي خودگرايي بر ديگرگرايي ترجيح داده شده است؛ چنان که به جا آوردن حجْ برتر از صدقه دانسته شده است. در روایتی از امام صادق آمده است: حِجَّةٌ خَيْرٌ مِنْ بَيْتٍ مِنْ ذَهَبٍ يُتَصَدَّقُ بِهِ حَتّی لا يَبْقی مِنْهُ شَيْءٌ؛[3] «يك حج بهتر است از خانهاي [انباشته] از طلا كه صدقه داده شود و هيچ از آن باقي نماند».
آدرس: قم - بلوار محمدامین(ص) - بلوارجمهوری اسلامی - موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)