غیر خدا چگونه و در چه محدوده‌ای حق قانون‌گذاری دارند؟

امور مربوط به زندگی انسان به دو دسته ثابت و متغیر تقسیم می‌شوند. برخی از امور انسانی از دوام و جاودانگی برخوردارند به گونه‌ای که هیچ عاملی ـ‌مانند زمان، مکان، نژاد و...ـ نمی‌تواند موجب تغییر در این امور گردد مانند نیاز انسان به ازدواج، معامله، هوای پاک و... که طبعاً قوانینی که برای تأمین مصالح مربوط به این امور وضع می‌شوند باید همیشگی و جاودانی باشند. دسته دوم از شؤون انسانی اموری هستند که با تغییر شرایط زمانی، مکانی، نژادی و... دچار تغییر و تحول می‌شوند و در نتیجه مصالح و مفاسد وابسته به آنها نیز دستخوش تحول و تبدل می‌گردند؛ واضح است قوانینی که برای تأمین چنین مصالحی وضع می‌شوند نمی‌توانند ثابت و لایتغیر باشند، بلکه باید برای هر شرایط خاصی قوانینی متناسب با آن وضع نمود. قوانین ثابت، مستقیماً از طرف خدای متعال وضع می‌شود؛ مانند بسیاری از احکام و قوانینی که در قرآن آمده است. اما قوانین متغیر مربوط به امور غیرثابت بر عهده پیامبر اکرم و دیگر معصومین و در زمان غیبت آنان بر عهده ولی فقیه نهاده شده است. بنابراین دیگران در محدوده‌ای که خداوند تشخیص داده می‌توانند با اجازه او قانون وضع کنند. چنین اجازه‌ای در درجه اول به معصومین داده شده است و با نصب خاص یا عام حاکم اسلامی، به او نیز اجازه داده شده که در زمان غیبت معصومین در مواردی که مصلحت جامعه اقتضا می‌کند به تشخیص خود، احکامی حکومتی وضع کند یا با نصب افراد یا نهادهایی این حق را به آنان واگذار نماید.