دليل اصلي انکار حقوق بشر اسلامي و پاسخ‌هاي آن را توضیح دهید.

مخالفان حقوق بشر اسلامی، آن را پارادوکسيکال و متناقض‌نما می‌دانند. به عقیده این گروه، حقوق بشر، حقوقی جهاني و مربوط به همه انسان‌ها است و وابسته به يک سرزمين، جمعيت، انديشه و دين خاص نیست. بنابراين اگر حقوقي اسلامي باشد، ديگر بشري و جهاني نخواهد بود و اگر جهاني باشد،‌ اسلامي نخواهد بود؛ زيرا دين اسلام، دين مقبول و پذيرفتة همة انسان‌ها نيست. بنابراين اگر بتوان از حقوق بشر اسلامي هم سخن گفت، اين حقوق، مربوط به انسان مسلمان است و غيرمسلمانان را شامل نمي‌شود.
پاسخ:
الف) پاسخ نقضي: اشکال پارادوکسيکال بودن عنوان «حقوق بشر اسلامي»، نسبت به اعلامية جهاني حقوق بشر نيز صادق است؛ زيرا اين اعلاميه توسط همة ابناي بشر و حتي توسط همة دولت‌ها تنظيم نشده است و دست‌کم در آغاز پیدایش تنها تصويب 48 کشور را همراه داشته است؛ بنابراين بايد آن را حقوق بشر اروپايي دانست، نه حقوق بشرجهاني.
ب) پاسخ اثباتی: جهاني يا غيرجهاني بودن يک نظام حقوقي، به جهاني یا غیرجهانی بودن واضع آن بستگي ندارد، بلکه وابسته به جهاني بودن موضوع آن است. هرگاه واضع قانون، انسان را به طور مطلق و جدا از ويژگي‏هاي نژادي، قومي، ملي، اقليمي، زباني و... در نظر بگيرد و حقوق و تکاليف را برای او وضع کند، نظام حقوقي از ويژگي جهاني بودن برخوردار خواهد بود، حتی اگر مورد قبول همة جهانيان واقع نشود. اعلامية جهاني حقوق بشر هم از اين نگاه، جهاني است، گرچه تدوين‏کنندگان و تصويب‏کنندگان اوليه‏اش تمام کشورهاي جهان نبوده‏اند. بر این اساس، جهاني بودن حقوق بشر اسلامي نیز روشن مي‏شود، زيرا در نظام حقوق بشر اسلامي نيز مطلق انسان موضوع حق و تکليف قرار گرفته است، نه فقط انسان مسلمان.