مردم در قالب بیعت، چگونه نقشی در حکومت اسلامی ایفا می کنند؟

واژۀ بيعت که از «بيع» گرفته شده، به معناي پيماني است که بر اساس آن، افرادي مراتب تبعيت و اطاعت خود از شخصي ديگر را نشان مي‌دهند. از آنجا که بيعت، در هر زمان، متناسب با شرايط زماني و مکاني، در قالب و شکل خاصي برگزار مي‌شود، امروزه نيز مي‌توان در قالب‌هاي مختلفي به حکومت اسلامي اعلام وفاداري کرد. برگزاري برخي رفراندوم‌هاي مرتبط با اصل تشکيل يک نظام سياسي و نيز برگزاري تجمعات در حمايت از يک نظام سياسي و نيز پاسخ مثبت مردم به فراخوان رهبران يک نهضت را مي‌توان از قبيل بيعت دانست؛ زيرا هر يک از اين موارد، دربردارندۀ نوعي اعلام وفاداري به يک نظام سياسي و رهبران آن است. البته همان گونه که خواست و رضايت مردم، مشروعيت‌بخش حکومت نيست، بيعت نيز نقش حمايتي از نظام سياسي دارد نه مشروعيت‌بخشي. از اين رو، بيعت‌‌هاي صورت‌گرفته با کساني همچون پيامبر اکرم نيز هيچ گاه نقش انشاي حکم ولايت و نصب ايشان به عنوان حاکم جامعة اسلامي را نداشته است؛ زيرا اين بيعت‌ها، همان گونه که از مفادشان برمي‌آيد، متضمن وفاداري، پايداري، اطاعت و تسليم در برابر هدايت‌ها و رهبري الهي است، نه مشروعيت‌بخشي به حکومت پيامبر. اساساً اين بيعت‌ها از جهت مفاد، تعداد بيعت‌کنندگان و زمان عقد بيعت‌ها، به ‌گونه‌اي است که نمي‌تواند نقش مشروعيت‌بخشي براي حکومت داشته باشد، بلکه بيش از هر چيز، به‌ منظور برطرف کردن موانع دعوت و اِحکام و تثبيت پايه‌هاي حکومت موجود بوده است. البته ماهيت بيعت با ماهيت انتخابات‌هاي کنوني، که مي‌تواند به عنوان يکي از نمادهاي مشارکت در حکومت اسلامي مطرح باشد، تفاوت‌هاي اساسي دارد: در بيعت، تکليف عمدتاً بر دوش بيعت‌کنندگان مي‌آيد و در حقيقت، آنان طبق مفاد بيعت، مسئوليت‌هايي در قبال حکومت و حاکم اسلامي پيدا مي‌کنند و از نظر شرعي و عرفي موظف‌اند بر اساس آنچه وعده داده‌اند عمل کنند؛ مثل حضور در جهاد، عمل به احکام اسلام، قتال با مشرکان و مقاومت در برابر آنان و اموري از اين قبيل؛ اما در انتخابات، در چارچوب اختياراتي که وليّ منصوب از طرف خداوند به مردم براي تعيين سرنوشت خويش داده است، آنان با رأي خود، به ديگران اختيار مي‌دهند که براي مدت معيني به نمايندگي از آنان قانون وضع کنند يا به اجراي آن بپردازند. در اين صورت، در اين مدت نمايندگي، وظايفي بر عهدة نمايندگان مردم قرار مي‌گيرد نه خود مردم.