به منظور تبيين مفهوم «ولايت فقيه» لازم است اين دو واژه را جداگانه بررسي می کنیم:
الف) ولايت
معناي لغوي: اين واژه که از مادۀ «و ل ي» گرفته شده، در اصل لغت، به معناي آمدن چيزي در پس چيز ديگر است، بدون آنکه بينشان مانعي فاصله اندازد.
معناي اصطلاحي
در اصطلاح، واژۀ ولايت در حوزههاي گوناگون، کاربردهاي مختلفي دارد:
یک. ولايت تکويني: گاهي مراد از ولايت، قدرت تصرف در موجودات و امور تکويني است. از آنجا که تمام موجودات تحت قدرت خداوندند، ولايت اصالتاً از آنِ خداوند است و تنها اوست که ميتواند در کل هستي، آن گونه که ميخواهد، عمل کند. خداوند، مرتبهاي از اين ولايت را به برخي از بندگان صالح خود اعطا ميکند. معجزات و کرامات انبياي الهي، ائمۀ اطهار و برخي اولياي الهي، از آثار همين ولايت تکويني است.آنچه در مبحث ولايت فقيه موضوع بحث است، اين سنخ از ولايت نيست؛
دو. ولايت تشريعي: گاهي مراد از ولايت، حق امر و نهي کردن و دستور دادن است. اين نوع ولايت، متضمن حق تصرف در جان، مال و آبروي افراد است. مراد از «ولايت» در ولايت فقيه، همين قسم است.
ب) فقيه
معناي لغوي: «فقه»، فهم عميق همراه با تلاش است که با تأمل به دست آيد.معناي اصطلاحي: در اصطلاح، كسي را «فقيه» ميگويند که در استنباط احکام شرعي از منابع معتبر اسلامي، قدرت کافي داشته و ملکۀ فقاهت در او تحقق يافته باشد.
ج) ولايت فقيه
با توجه به معاني ولايت و فقيه، مراد از ولايت فقيه اين است که متصدي و زعيم جامعۀ اسلامي، که حق تصرف در جان، مال و آبروي انسانها و حکمراني در چارچوب قوانين الهي دارد، کسي است که قادر است بر اساس منابع معتبر احكام الهي را استنباط كند.
مراد از ولايت فقيه اين است که متصدي و زعيم جامعۀ اسلامي، که حق تصرف در جان، مال و آبروي انسانها و حکمراني در چارچوب قوانين الهي دارد، کسي است که قادر است بر اساس منابع معتبر، احكام الهي را استنباط كند.