چگونه با اصل تنزل تدریجی می توان ولایت فقیه را اثبات کرد؟

اين دليل عقلي را مي‌توان با پيمودن چند مقدمه تبيين کرد:
الف)  فلسفۀ تشکيل حکومت اسلامي، تأمين مصالح مسلمين از طريق اجراي احکام الهي است؛
ب) عالي‏ترين و مطلوب‏ترين نوع حکومت، که بالاترين سطح مصالح مسلمين را تأمين مي‌کند، حکومتي است که امام معصوم در رأس آن باشد و همة کارگزارانش نيز از عصمت برخوردار باشند؛ زيرا آنان، نه عمدي و نه سهوي، گناه و اشتباه نمي‏کنند و هيچ گونه نقص و اشکالي در گفتار و کردارشان وجود ندارد.
ج) اگر تأمين يک مصلحت لازم‏ و ضروري در حد مطلوب و ايدئال ميسر نباشد، بايد نزديک‌ترين مرتبه به حد مطلوب را تأمين کرد. در اينجا هم اگر امکان فرض بالا وجود نداشته باشد، عقل حکم مي‌کند که بايد به مرتبۀ پايين‌تر آن رضا داد، و آن در جايي است که شخص معصوم در رأس حکومت قرار گيرد، اما او ناچار است از کارگزاراني بهره گيرد که معصوم نيستند، اما در شرايط لازم براي احراز مناصب حکومتي، از ديگران بالاترند.
د) در عصر غيبت نيز، که از يک سو، تشكيل حكومت لازم است، و از سوي ديگر، دسترس به حاکم معصوم وجود ندارد، عقل حکم مي‌کند که کسي جاي معصوم بنشيند که از نظر شرايط لازم براي ادارۀ حکومت، از جمله علم به قوانين الهي، نزديک‌ترين فرد به معصوم باشد تا از اين طريق، تحصيل مصلحت به آن اندازه که ممکن است، در همين قالب محقق شود. 
بنابر اين در زماني که به معصوم و حکومت او دسترس نداريم و تأمين اين مصلحت در حد مطلوب و ايدئال ميسر نيست، عقل حکم مي‌كند که بايد در پي نزديک‌ترين حکومت به حکومت معصوم و نزديک‌ترين مصلحت به مصلحت ايدئال بود. بنا بر اين در چنين موقعيتي، بايد به کسي مراجعه كرد که در شرايط لازم براي ادارۀ حکومت اسلامي، يعني علم به قوانين الهي، عدالت و تقوا، و نيز کفايت و تدبير، سرآمد ديگران و نزديک‌ترين فرد به معصوم باشد که این فرد ولی فقیه است.