از طریق «جامعیت و جاودانگی اسلام» ولایت فقیه را به شیوه عقلی اثبات کنید.

استدلال بر «جامعیت و جاودانگی اسلام» ولایت فقیه به شیوه عقلی مبتني ‌بر چند مقدمه است:
الف) احکام اسلام جامعيت دارند و شامل احکام اجتماعي نيز مي‌شوند. 
ب) خداوند در عصر حضور پيامبر و ائمة معصوم اجراي احکام اجتماعي و حکومت را به آنها سپرده است.
ج) در صورت دسترسی نداشتن به معصوم، دو صورت متصور است: يا خداوند از اجراي احکام اجتماعي دين خويش دست مي‌کشد، يا همچنان بر اجراي اين احکام تأکيد دارد. فرض اول باطل است؛ چون اسلام دين خاتَم و جاويدان است و احکام ثابت آن، چه فردي چه اجتماعي، هميشگي است و در هيچ زماني تعطيل‌بردار نيست.
د) حال که احکام الهي در عصر غيبتِ معصوم بايد اجرا شود، خداوند اجراي آنها را يا به شخص اصلح مي‌سپارد يا به شخص غير اصلح. فرض دوم باطل است؛ زيرا اولاً نقض غرض و خلاف حکمت خداوند است که با وجود شخص اصلح، اجراي احکام الهي را به دست کسي بسپارد که همچون او نمي‌تواند انسان‌ها را به سعادت و کمال سوق دهد؛ ثانياً انتخاب غیر اصلح با وجود امكان دسترسي به اَصلح، چون ترجيح دادن مرجوح بر راجح است، عقلاً قبيح است.
بنابر اين در عصر غيبت، کسي مي‌بايد عهده‌دار امور مسلمين و اجراي احکام الهي شود که در اين زمينه نسبت به ديگران اصلح باشد، و اصلح کسي است که در زمينة شرایط لازم براي ادارۀ حکومت اسلامي، يعني علم و آگاهي به قوانين اسلام، تقوا و عدالت، و قدرت تدبير و ادارة جامعه سرآمد ديگران باشد.