شیوه استدلال به توقیع شریف برای اثبات حق حکومت فقیه در عصر غیبت را تبیین کنید.

امام خميني از عبارت «فاِنَّهُم حُجّتي عَلَيْکُم، وأَنا حُجَةُ اللَّه عَلَيهم» نيز استفاده کرده که اين روايت، ناظر به ولايت فقيه در عرصه‌هاي اجتماعي است: شما از کلمۀ «حجة اللّه» چه مي‌فهميد؟ يعني خبر «واحد» حجت است؟ و اگر زراره روايتي را نقل کرد، حجت مي‌باشد؟ حضرت امام زمان نظير زراره است که اگر خبري از رسول اکرم نقل کرد، بايد بپذيريم و عمل کنيم؟ اينکه مي‌گويند «وليّ امر» حجت خداست، آيا در مسائل شرعيه حجت است که براي ما مسئله بگويد؟ اگر رسول اکرم فرموده بود که من مي‌روم و اميرالمؤمنين حجت من بر شماست، شما از اين مي‌فهميديد که حضرت رفتند، کارها همه تعطيل شد، فقط مسئله‌گويي مانده که آن هم به حضرت امير واگذار شده است؟ يا اينکه «حجة اللّه»‌ يعني همان طور که حضرت رسول اکرم حجت است و مرجع تمام مردم، خدا او را تعيين کرده تا در همۀ کارها به او رجوع کنند، فقها هم مسئول امور و مرجع عام توده‌هاي مردم هستند؟ «حجة اللّه» کسي است که خداوند او را براي انجام اموري قرار داده است و تمام کارها، افعال و اقوال او حجت بر مسلمين است. اگر کسي تخلف کرد، بر او احتجاج [و اقامۀ برهان و دعوي] خواهد شد. اگر امر کرد که کاري انجام دهيد، حدود را اين طور جاري کنيد، غنايم، زکات و صدقات را به چنين مصارفي برسانيد و شما تخلف کرديد، خداوند در روز قيامت بر شما احتجاج مي‌کند. اگر با وجود حجت، براي حل و فصل امور به دستگاه ظلم رجوع کرديد، خداوند در روز قيامت بر شما احتجاج خواهد کرد که من براي شما حجت قرار دادم؛ چرا به ظلمه و دستگاه قضايي ستمگران مراجعه کرديد.