به عقیدۀ گادامر پیشداوریهای دخیل در فهم، انواع گوناگونی دارند:
دستهای از پیشداوریها پرسشهایی هستند که مفسر با آنها سراغ متن یا واقعیت میرود و میخواهد پاسخ آنها را دریابد. طبیعتاً این پرسشها...مطالعه بیشتر...
یکی از استدلالها به سود نسبیگرایی، ارتباط عمومی معرفتهاست. در این استدلال، نسبیگرا ادعا میکند که همۀ معرفتها به یکدیگر وابستهاند، به طوری که معرفت به هر چیز در معرفت به امور دیگر مؤثر است. آن...مطالعه بیشتر...
برخی نسبیگرایان و شکگرایان برای اثبات نسبی بودن همۀ معرفتها و عدم دسترسی به معرفت یقینی به واقع، این گونه استدلال کردهاند که ممکن است ذهن ما هنگام درک واقعیت، آن را دستکاری کند، و در نتیجه،...مطالعه بیشتر...
برخی از طرفداران شکگرایی و نسبیگرایی، برای اثبات اندیشه خود بر ادعای گونهای ارتباط عمومی میان امور جهان تکیه میکنند، ارتباطی که معرفت به آن امور را به یکدیگر وابسته میسازد، و بدین ترتیب ما را در...مطالعه بیشتر...
فرض کنید در اتاق دربستهای هستیم، و هیچ راه ارتباطی با خارج از اتاق نداریم، جز آنکه چند فرد خاص اوضاع و احوال خارج از اتاق را برای ما گزارش میکنند. اگر معلوم شود که همۀ این افراد، دستکم در برخی...مطالعه بیشتر...
اگر کسی به شما بگوید که «من نمیتوانم به زبان فارسی سخن بگویم، زیرا در انگلستان متولد شدهام، و از بدو تولد تاکنون نیز با هیچ شخصی که بتواند به زبان فارسی سخن بگوید، برخورد نداشتهام»، به او چه می...مطالعه بیشتر...
با دقت در مدعای نسبیگرایان ـ که معتقدند همۀ معرفتهای ما تنها با لحاظ شرایط ذهنی معتبرند، نه فراتر از آن، و بنابراین، هیچ معرفتی که مطلق باشد، یعنی با صرف نظر از شرایط ذهنی معتبر باشد، وجود ندارد ـ...مطالعه بیشتر...
روشن است که برخی معرفتها به قیود و شرایطی وابستهاند و تنها در همان شرایط صدق میکنند. مثلاً اینکه «آب در صد درجه میجوشد» در صورتی درست است که فشار هوا یک اتمسفر باشد. همچنین برخی معرفتها تنها در...مطالعه بیشتر...
گاه مقصود از شک، حالتی درونی است که شخص دربارۀ واقعیتی دارد، و بر اساس آن، برای صدق یا کذب قضیۀ حاکی از آن واقعیت هیچ ترجیحی قائل نیست، و گاه مقصودْ یقین نداشتن به صدق یا کذب چنین قضیهای است. مثلاً...مطالعه بیشتر...
ابتدا باید خاطرنشان کنیم که دو معرفت یقینی نمیتوانند با یکدیگر ناسازگار باشند؛ زیرا معرفت یقینی واقع را چنان که هست نشان میدهد، و فرض اینکه دو معرفت یقینی با یکدیگر ناسازگار باشند، به معنای آن است...مطالعه بیشتر...
بسیاری از معرفتهای ما به مدد یادآوری چیزهایی است که از پیش دانستهایم. مقصود از یادآوری، معنای عامی است که هم به یاد آوردن را شامل میشود، و هم به یاد داشتن را. در واقع، به یاد داشتن و به یاد...مطالعه بیشتر...
قوانین کلی علوم تجربی از راه تجربه به دست میآیند. از باب مثال، فیزیکدانان از راه تجربه نقطۀ انجماد، نقطۀ ذوب و نقطۀ تبخیر مواد گوناگون را تعیین میکنند. اینکه راه تجربه دقیقاً چیست، از مباحث معرفت...مطالعه بیشتر...
اگر راه معرفت ما به چیزی، این باشد که بدانیم کسی دیگر آن معرفت را دارد، و ما به جهت ویژگیهای او، مثل صلاحیت و تخصص، همان معرفت را پیدا کنیم، معرفت ما از راه استناد به معرفت دیگران حاصل شده است. پس...مطالعه بیشتر...
بخش وسیعی از معرفتهای ما از اخبار و اطلاعاتی تشکیل میشود که دیگران برای ما نقل میکنند. مثلاً اطلاع ما از وقایع تاریخی، و آنچه از طریق انواع رسانهها به دست میآوریم، از همین راه است. همچنین برای...مطالعه بیشتر...
بهکارگیری قوۀ عقل در حصول معرفت را تعقل مینامیم. ما با کمک عقل، فعالیتهای ادراکی فراوانی انجام میدهیم که میتوان آنها را در چهار فعالیتِ درک مفاهیم کلی، تجزیه و ترکیب مفاهیم، تصدیق بیواسطه، و...مطالعه بیشتر...
از راه حس، هم تصورها و هم تصدیقهای حسی حاصل میشوند. اما مسئلۀ ارزش علم در بارۀ تصورها قابل طرح نیست. همچنین تصدیقهای حسی ما عموماً با استدلال روشنی همراه نیستند، تا جایی که برخی اندیشمندان این ...مطالعه بیشتر...
بیشک بسیاری از معرفتهای ما با قوا و ابزارهای حسی صورت میگیرند. معرفت ما به دیدنیها، شنیدنیها، چشیدنیها، بوییدنیها و لمسکردنیها مرهون حواس پنجگانۀ ظاهریاند. انسان، با برخورداری از قوای خاصی...مطالعه بیشتر...
گرچه معرفتهای حضوری بدون واسطه به دست میآیند، یعنی با وجود معلوم نزد شخص عالم، خودبهخود علم حضوری نیز وجود دارد، و برای علم پیدا کردن به چنین معلومی نیاز به استفاده از هیچ ابزار یا واسطهای، و...مطالعه بیشتر...
مقصود از راه معرفت، روشی است که با آن میتوان معرفتهای معتبر و درخور اعتمادی به دست آورد. اما برای آنکه چیزی را راه معرفت بشماریم، لازم نیست همۀ معرفتهایی که با آن حاصل میشوند، معتبر باشند، بلکه...مطالعه بیشتر...
مجموعۀ معرفتها را، از جهت اعتبار و ارزش، میتوان به درختی تشبیه کرد که ریشۀ آن علمهای حضوری است، و علمهای حصولی بر آنها استوارند. نیز برخی معرفتهای حصولی بسیار عام و کلیاند و در حکم تنۀ درختاند...مطالعه بیشتر...