تصور حسی و خیالی چیست و چه تفاوتی دارند؟

تصورهای جزئی اقسامی دارند که دو قسم از آنها، تصور حسی و تصور خیالی‌اند.

تصور حسی

هنگامی که گلی را نگاه می‌کنیم، تصوری از آن در ذهن ما شکل می‌گیرد. این تصور، که از راه حس بینایی حاصل شده، تصوری حسی است. تصور مزبور همچون دریچه‌ای ذهنی است که با آن به گل مزبور توجه می‌کنیم و آن را می‌بینیم، یا به بیان دیگر، همچون آینه‌ای در ذهن ماست که در درون آن گلی را که بیرون از ذهنمان است می‌بینیم. همچنین وقتی صدای دوست خود را می‌شنویم یا سطح صاف و صیقلی شیشه‌ای را لمس می‌کنیم یا طعم غذایی را می‌چشیم و یا بوی خوشی را استشمام می‌کنیم، تصورهای گوناگونی از راه حواس شنوایی، لامسه، چشایی و بویایی برایمان حاصل می‌شود. این تصورها با تفاوت‌هایی که دارند، همه از این جهت مشابه یکدیگرند که اولاً در همان زمانی که با اموری بیرونی ارتباط حسی داریم پدید می‌آیند و با قطع ارتباط حسی از بین می‌روند، و ثانیاً به چیزی خاص اشاره دارند و بر امور دیگر، حتی امور مشابه خود صدق نمی‌کنند. این گونه تصورات را تصور حسی می‌نامیم. روشن است که مطابق تعریفی که پیش‌تر ارائه دادیم، همۀ تصورات حسی جزئی‌اند؛ زیرا هیچ ‌یک بر امور گوناگون قابل اطلاق نیستند.

تصور خیالی

هم‌زمان با دیدن یک گل، تصور دیگری از آن در ذهن ما شکل می‌گیرد که پس از آنکه چشمانمان را می‌بندیم نیز باقی می‌ماند و بدین جهت قابل یادآوری است. همچنین می‌توانیم سخنی را که دوستمان دیروز به ما گفته است یا سطح صاف شیشه‌ای را که پیش‌تر لمس کرده‌ایم یا طعم غذایی را که قبلاً خورده‌ایم و یا بوی عطری را که پیش از این استشمام کرده‌ایم، به یاد آوریم. اینها همه با کمک تصوراتی صورت می‌گیرد که تصور خیالی نامیده می‌شوند. در واقع، تصور خیالی، قسمی تصور جزئی است که از طریق یکی از حواس حاصل می‌شود و می‌تواند پس از قطع ارتباط با امر محسوس نیز باقی بماند، و بدین جهت، قابل یادآوری است. همچنین ممکن است صورت‌های خیالی را با یکدیگر ترکیب کرده، صورت خیالی جدیدی بسازیم که حتی واقعیتی نداشته باشد. برای مثال، می‌توانیم گیاهی معلق، حیوانی دوسر یا کوهی از طلا را تصور کنیم. از قدرت تخیل، در هنرها و فنون گوناگون همچون شعر، نقاشی، صنعتگری و طراحی استفاده می‌شود.