معرفتی که از راه استناد به معرفت دیگران به‌صورت تقلید یا رجوع به متخصص به دست می‌آید، از چه ارزش و اعتباری برخوردار است؟

اگر راه معرفت ما به چیزی، این باشد که بدانیم کسی دیگر آن معرفت را دارد، و ما به جهت ویژگی‌های او، مثل صلاحیت و تخصص، همان معرفت را پیدا کنیم، معرفت ما از راه استناد به معرفت دیگران حاصل شده است. پس وقتی با استناد به نظر پزشکان، ریاضی‌دانان و فیزیک‌دانان، راه درمان بیماری‌ها یا قوانین ریاضی و فیزیکی را می‌پذیریم، از راه استناد به معرفت دیگران به این امور معرفت یافته‌ایم. مثلاً فرض کنید پزشکی که متخصص گوارش است، راه درمان بیمار مبتلا به سوء هاضمه را می‌داند. بیماری که مبتلا به سوء هاضمه است و در این زمینه تخصصی ندارد، با مراجعه به این پزشک و با استناد به معرفت او، به راه درمان خود معرفت می‌یابد. در این صورت، معرفت بیمار به راه درمان بیماری خود، از راه استناد به معرفت پزشک مزبور است. بیمار برای نشان دادن راه معرفت خود می‌تواند بگوید:

1. پزشک می‌داند که راه درمان بیماری من این است؛

2. معرفت وی، به دلیل تخصصی که دارد، درست است؛

پس راه درمان بیماری من این است.

چنان که مشاهده می‌شود راه استناد به معرفت دیگران نیز نوعی استدلال است، که در آن عموماً به دلیل صلاحیت و تخصص کسی به وی اعتماد می‌کنیم، و با این استدلال، به همان چیزی که وی معرفت دارد، معرفت می‌یابیم.

با توجه به اینکه در این راه، به معرفت فردی دیگر اعتماد می‌شود، ارزش معرفت حاصل از این راه، بستگی به آن دارد که تا چه اندازه به درستی معرفت وی بتوان اعتماد کرد. معرفت فرد دیگر، از هر یک از راه‌های معرفت می‌تواند حاصل شده باشد؛ یعنی از راه شهود، حس، تعقل، یا تجربه، که ارزش آنها به‌تفصیل بررسی شده است یا خواهد شد. بنا بر این، هر چه راه معرفت وی، ارزش بیشتری داشته باشد، ارزش استناد به معرفت او افزایش می‌یابد. مثلاً اگر معرفت او شهودی باشد، یا ضمانتی برای مطابقت با واقع داشته باشد، از این جهت ارزش کامل دارد. همچنین سابقۀ وی در دستیابی به معرفت‌های درست، با استفاده از صلاحیت و تخصصی که دارد، قرینه‌ای است برای قابلیت اعتماد بیشتر به معرفت مورد نظر.