از نظر گادامر، فهم از جهات گوناگون، متنوع و متغیر است، و هیچ فهم ثابتی از یک شیء وجود ندارد؛ زیرا:
اولاً پیشداوریها در فهم تأثیر میگذارند، و این پیشداوریها تحت تأثیر سنت و تاریخ شکل گرفته، متفاوتاند. در نتیجه، فهم افراد، تحت تأثیر پیشداوریهای مختلف آنها، متفاوت است، و هیچ دو فردی نمیتوانند از یک واقعیت یا یک متن، فهمی یکسان داشته باشند. بنابراین به تعداد افرادی که با متن روبهرو میشوند، افقهای متفاوت، و در نتیجه، تفسیرهای مختلف خواهیم داشت؛
ثانیاً بنا بر دور هرمنوتیکی، رابطۀ مفسر با واقعیت، رابطهای دوسویه و پایانناپذیر است، و پیشداوریهای یک فرد نیز در این رابطه تغییر میکنند. بنا بر این، فهم یک فرد نیز نمیتواند ثابت باشد. در نتیجه، نهتنها به شمار مفسران گوناگون، بلکه به تعداد مراجعۀ هر مفسر به یک متن، تفاسیر متعدد پدید میآید. از این رو، فهم متن فرایندی بیپایان و توقفناپذیر خواهد بود، و هیچ گاه نمیتوان هیچ معنایی را، معنای نهایی و قطعی متن دانست؛
ثالثاً تحول فهم، هنگامی افزون میشود که موضوع مورد مطالعه، انسانها یا مصنوعات انسانی، مانند سازهها، صنایع گوناگون، آثار هنری، زبان و متون باشند. در این صورت، تحول مستمر موضوع فهم، که خود امری انسانی و متغیر است، سیال بودن فهم را تشدید میکند. این حالت، مانند آن است که بخواهیم رنگ آب حوضچهای را توصیف کنیم که رنگی ثابت ندارد، بلکه متأثر از رنگهای دیگر، و دائماً در حال تغییر است.
بدین ترتیب، هم پیشداوریهای گوناگون افراد مختلف سبب تنوع فهم میشوند، هم دور هرمنوتیکی این پیشداوریها را تغییر میدهد، و هم در مطالعۀ متن یا دیگر پدیدههای انسانی، تغییر دائم موضوع فهم، سبب تغییر فهم خواهد شد. در نتیجه، هیچ فهم خالص، قطعی و ثابتی وجود ندارد و هیچ کس هیچ گاه نمیتواند واقعیت را به گونهای ثابت توصیف کند یا معنای مشخص و متعینی را به متن نسبت دهد.
آدرس: قم - بلوار محمدامین(ص) - بلوارجمهوری اسلامی - موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)