آیا ناسازگاری معرفت دینی و معرفت غیر دینی قابل حل است؟ چگونه؟

گاه ممکن است میان معرفت‌های دینی با معرفت‌های دیگر، مانند معرفت عقلی یا تجربی، ناسازگاری پیش ‌‌آید، یا دست‌کم چنین به ‌نظر برسد که آنها ناسازگارند. در این مقام، برخی از گونه‌‌های محتمل تعارض معرفت‌های دینی با معرفت‌های دیگر را بررسی، و در بارۀ راه حل آن بحث می‌کنیم.

راه حل ناسازگاری معرفت دینی با معرفت عقلی

طبق قاعدۀ کلی، اگر نتیجۀ یک استدلال عقلی با محتوای معرفت دینی ناسازگار باشد، با تعیین معرفت یقینی، آن را بر معرفت غیر یقینی مقدم می‌‌داریم. بنا بر این، اگر نتیجۀ استدلالی غیر یقینی با نص قرآن یا نص متواتر ناسازگار باشد، محتوای نص مقدم می‌‌شود، و اگر نقل غیر یقینی با دلیل عقلی یقینی ناسازگار باشد، دلیل عقلی تقدم دارد. مثلاً در روایتی نقل شده است که شخصی از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله پرسید: خدای ما از چیست؟ پیامبر فرمودند: او نه از زمین است، و نه از آسمان، بلکه خداوند گروهی اسب آفرید و آنان را دوانید، و خود را از عرق آنان آفرید. اما این روایت با اصول بدیهی عقلی، یعنی «محال بودن دور» و «لزوم تقدم علت بر معلول» در تعارض است. محال است که خدا، در حالی که هنوز به وجود نیامده است، اسب‌‌ها را دوانیده باشد و اسب‌‌ها قبل از خالق خود وجود داشته باشند. البته این روایت با نصوص قرآنی نیز در تعارض است، و از جهت ناسازگاری با معرفت‌های دینی دیگر نیز اعتباری ندارد.

راه حل ناسازگاری معرفت دینی با معرفت علمی

می‌دانیم که معرفت‌‌های تجربی هیچ ‌گاه یقینی نیستند. با توجه به این نکته، می‌‌توان گفت در ناسازگاری معرفت دینی با معرفت علمی، اگر معرفت دینی امری یقینی باشد (مانند آنکه معرفت دینی نتیجۀ برهان عقلی، یا محتوای نص قرآنی، یا نص متواتر باشد)، در این ‌صورت معرفت دینی مقدم می‌‌شود؛ ولی اگر معرفت دینی غیر یقینی، و معرفت علمی نیز غیر یقینی باشد، قضاوت قطعی در بارۀ هیچ ‌یک ممکن نیست، و هر کدام به معرفت یقینی نزدیک‌‌تر باشد، اعتبار بیشتری خواهد داشت؛ به این معنا که احتمال درستی آن بیشتر است.

راه حل ناسازگاری معرفت دینی با معرفت حاصل از مکاشفه

در ناسازگاری معرفت دینی و معرفت حاصل از مکاشفه نیز، نخستین گام تشخیص معرفت یقینی از غیر یقینی است. خود حالت کشف از سنخ علم حضوری و خطاناپذیر است و اگر صرفاً همان حالت درونی گزارش شود، معرفتِ حاصل نیز یقینی خواهد بود، اما چنانچه صاحب کشف تحت تأثیر نفسانیات یا عوامل فریبندۀ بیرونی قرار گیرد و در تفسیر مکاشفۀ خود پیش‌زمینه‌‌های نبایسته را دخالت دهد، و مثلاً حالت درونی خود را بدون دلیل بر امری عینی تطبیق کند، تفسیر وی مصون از خطا نیست. روشن است که تا مصونیت معرفت حاصل از مکاشفه از خطاهای احتمالی احراز نشود، چنین معرفتی غیر یقینی خواهد بود، و طبعاً معرفت‌‌های یقینی دینی بر آن مقدم می‌‌شوند. اما چنانچه هیچ ‌یک از معرفت دینی و معرفت حاصل از مکاشفه یقینی نباشند، قضاوت قطعی ممکن نیست، و اعتبار هر یک بر اساس درجات معرفت، ارزیابی می‌‌شود.