آیا معتبر دانستن فتواها و تفسیرهای مختلف از فقها و مفسران موجب تأیید نظریه تعدد قرائت‌ها می‌شود؟

از اموری که برای تأیید نظریۀ تعدد قرائت‌ها بدان تمسک می‌شود، این است که در موارد متعدد، فقیهان و مفسران، از متون دینی برداشت‌های متفاوت دارند، اما همۀ آنها پذیرفتنی و معتبر دانسته می‌شوند. مثلاً گاه فتاوای فقها در بارۀ یک مسئله متفاوت است، یا مفسران در بارۀ مقصود از یک آیه دیدگاه‌های مختلفی دارند، و در این موارد، چنین نیست که همۀ برداشت‌ها، جز یکی، ناپذیرفتنی و نامعتبر دانسته شود. بر همین اساس، نتیجه می‌گیرند که اعتبار برداشت‌های مختلف از یک متن، امری عجیب نیست، و نزد مسلمانان نیز پذیرفته شده است.

بررسی و نقد

در بررسی این استدلال، ابتدا مقصود از معتبر بودن آرای مختلف فقها و مفسران را، به معنایی که نزد مسلمانان پذیرفته شده است، توضیح می‌دهیم، و سپس نشان می‌دهیم که این دیدگاه با نظریۀ تعدد قرائت‌‌ها تفاوت‌های اساسی دارد.

از دیدگاه دانشمندان مسلمان، همان ‌گونه که استنتاج معرفتی از معرفت‌های دیگر، روش‌های خاصی دارد که در علم منطق بررسی می‌شوند، برای فهم و برداشت از متن نیز، روش‌های خاصی در کار است، که روش‌های استنباط و تفسیر متن نامیده می‌شوند، و فهم و برداشتی که غیر روشمند بوده و بدون رعایت شرایط آن حاصل شده باشد، اساساً اعتباری ندارد. اما با فرض آنکه این روش‌ها به ‌کار گرفته شوند، چنانچه متنی نص باشد، امکان برداشت‌های متفاوت از آن وجود ندارد. اما در صورتی که متن نص نباشد، ممکن است میان دانشمندان دینی، اختلاف‌هایی در فهم پدید آید، که خود، به چند صورت قابل فرض است:

فهم‌ها و برداشت‌های مختلف دانشمندان از یک متن، گاه در طول یکدیگر است، و گاه در عرض هم. مقصود از فهم‌های طولی آن است که فهمی عمیق‌‌تر از دیگری، و ناظر به لایه‌‌های باطنی و پنهان متن باشد. در برابر، فهم‌هایی در عرض یکدیگرند که یکی عمیق‌تر از دیگری نباشد. فهم‌های عرضی را نیز می‌توان به دو صورت فرض کرد:

صورت نخست آن است که اختلاف برداشت‌‌ها ناشی از اختلاف رویکرد دانشمندان باشد، مانند آنکه هر یک با پرسش‌‌هایی متفاوت با یک متن روبه‌رو شده، و در نتیجه، برداشت‌‌هایی متفاوت داشته باشند. محض نمونه، ممکن است مفسری با پرسش‌‌های ادبی با قرآن روبه‌رو شود، و مفسران دیگر با پرسش‌‌های عرفانی، کلامی، فقهی و تجربی. در نتیجه، تفسیر هر یک از ایشان رویکردی متفاوت با دیگری دارد. این تفاسیر چون از زوایای مختلفْ یک متن را بررسی کرده‌‌اند، با یکدیگر ناسازگار نیستند. فی‌المثل، تفسیر کشاف زمخشری، تفسیر مفاتیح الغیب فخر رازی، و تفسیر المحیط الاعظم سیدحیدر آملی، هر یک با پرسش‌‌هایی خاص، به قرآن مراجعه کرده، و برداشت‌های گوناگونی به ‌دست آورده‌اند؛

صورت دومِ فهم‌های عرضی در جایی است که دو برداشت هم‌عرضْ از رویکردی واحد به متن ناشی شده‌، و با یکدیگر ناسازگار باشند. مثلاً ممکن است دو فقیه، با رویکرد فقهی، به یک متن مراجعه کنند و یکی از آنها کاری را واجب، و دیگری غیر واجب بداند.

چنان که گفتیم، اختلاف روشمند تنها در متون غیر نص امکان‌پذیر است. در این متون، معنای واقعی را به ‌طور یقینی نمی‌توان فهمید؛ پس فهم‌هایی که حاصل می‌شوند، هیچ ‌یک یقینی نیستند. اما فهم‌های در طول هم، و فهم‌های هم‌عرضی که با رویکردهای متفاوت به ‌دست آمده‌اند، و در نتیجه، با یکدیگر تعارضی ندارند، همگی معتبرند؛ یعنی ممکن است همۀ آنها معنای واقعی متن باشند. اما در فهم‌های هم‌عرض متعارض، اعتبار به معنای آن است که احتمال دارد معنای واقعی متن هر یک از آنها باشد، و البته ممکن است همۀ آنها در درجۀ اعتبار یک‌سان نباشند. طبیعتاً اگر فهمْ مربوط به عمل باشد، هر فهمی که اعتبار بیشتری داشته باشد، باید ملاک عمل قرار گیرد، و به همین جهت، کسانی که تخصصی در استنباط دین ندارند، برای احکام عملی دین، باید از مجتهد اعلم تقلید کنند.

بر اساس آنچه گفته آمد، معتبر دانستن آرای مختلف فقها و مفسران، به معنایی که نزد مسلمانان پذیرفته شده است، با نظریۀ تعدد قرائت‌‌ها تفاوت‌های اساسی دارد، که در اینجا به چند نمونۀ آنها اشاره می‌کنیم:

1. امکان فهم واقع: از نظر فقها و مفسران، فهم معنای واقعی نص ممکن است. به همین دلیل، ایشان در همۀ برداشت‌های خود اختلاف ندارند، و اختلاف آنها در برداشت از متون، به متون غیر نص محدود است؛ در حالی که پیروان نظریۀ تعدد قرائت‌‌ها فهم معنای واقعی متن را ناممکن می‌‌دانند، و به همین دلیل است که برداشت‌های متضاد از هر متن دینی را نیز مجاز می‌دانند؛ زیرا اگر معنای واقعی یک متنْ قابل فهم باشد، دیگر نمی‌توان معنای متضاد با آن را هم قابل قبول شمرد؛

2. روشمند بودن استنباط و تفسیر: از نظر فقها و مفسران، تنها فتاوا و تفاسیری پذیرفتنی‌اند که با روش استنباط معتبر، از متون برداشت شده باشند. بدین ترتیب، فهم متون دینی نیازمند تخصص و رعایت شرایطی، همچون پرهیز از تفسیر به رأی است، و فتوا یا تفسیری که حاصل تحمیل رأی و نظر خود یا پسند جامعه بر متن باشد، معتبر نیست. اما بنا بر نظریۀ تعدد قرائت‌ها، ضوابط و روش خاصی برای تفسیر متون وجود ندارد، و هر برداشتی از متون دینی معتبر است، و در این میان، برداشت‌های روشمند بر برداشت‌های غیر روشمند ترجیحی ندارند. بنا بر این، افراد نامتخصص نیز می‌‌توانند برداشت‌‌هایی معتبر از متون دینی داشته باشند؛ زیرا فهم غیر روشمند اساساً به تخصصی نیاز ندارد؛

3. معنای اعتبار برداشت‌های مختلف: اعتبار برداشت‌های روشمند نیز به معنای مطابقت قطعی آنها با واقع نیست، بَلْ به این معناست که در مواردی که متنْ نص نیست، یعنی معنای آن به ‌طور یقینی معلوم نیست، هر معنایی که با روش استنباط معتبر، از متن به ‌دست آمده باشد، محتمل است، و به عنوان یک نظریه، که امکان مطابقت با واقع را دارد، پذیرفتنی است.