آیا هدایتگری عمومی خداوند می‌تواند شاهدی بر درستی نظریۀ پلورالیسم دینی باشد؟

طرفداران پلورالیسم دینی گاه برای تأیید دیدگاه خویش، از اندیشه هدایت عام خداوند کمک می‌گیرند؛ با این توضیح که یکی از اسامی خداوند «هادی»، و یکی از سنت‌‌های او هدایت عام است، که همه را در بر می‌گیرد. لازمۀ اینکه اسم هادی، مسمای حقیقی خود را بیابد این است که اکثر مردم عالَم را هدایت‌یافته بدانیم، وگرنه اسم هادی خداوند، تحققی تشریفاتی خواهد داشت.

در بررسی و نقد این سخن چند نکته حایز اهمیت است:

1. نخست می‌باید معنای «هادی» بودن خداوند روشن شود. هدایت عمومی خداوند بدین معناست که زمینه‌‌های درونی هدایت، مانند عقل و اختیار، و نیز زمینه‌‌های بیرونی هدایت، مانند فرستادن رسولان و کتب آسمانی را فراهم کند، تا هر یک از انسان‌ها با بهره‌‌گیری از آنها بتواند راه صحیح را برگزیند. این هدایت که تحقق نیز یافته، مستلزم نشان دادن راه حق و باطل (ارائۀ طریق) است، نه مستلزم آنکه تمام افراد ضرورتاً و حتی بدون اختیار خویش، هدایت یابند. پس لازمۀ هدایت عام خداوند این نیست که تمام یا اکثر انسان‌ها هدایت‌‌یافته باشند؛ زیرا ممکن است برخی، مانند کودکان و دیوانگان، توان شناخت راه هدایت حقیقی را نداشته باشند، و بعضی دیگر بر اثر عوامل خاص طبیعی و اجتماعی به این راه دسترس نیابند، چنان که ممکن است برخی نخواهند از زمینه‌هایی که خداوند برای هدایت آنها فراهم آورده است استفاده کنند. اما هدایت خاص الهی تنها شامل کسانی می‌شود که پس از شناخت راه هدایت حقیقی، با اختیار خود، آن را بپذیرند و از آن استفاده کنند.

2. خداوند در قرآن، هدایت‌‌یافتگان را اقلیت، و غیر مؤمنان و گمراهان را اکثریت معرفی می‌‌کند: أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَکثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلاّ کالأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلاً؛ «یا گمان داری که بیشترشان می‌شنوند یا می‌اندیشند؟ آنان جز مانند چهارپایان نیستند؛ بلکه گمراه‌ترند»؛ وَما أَکْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنين؛ «بیشتر مردم مؤمن نیستند، هر چند تو بر ایمان ایشان حریص باشی». این امور هدایت عامۀ خداوند را مخدوش نمی‌‌کند؛ زیرا هدایت نشدن انسان‌ها، معلول عوامل دیگری همچون پیروی از شیطان، مستکبران و گمراه‌‌کنندگان، و نیز هوای نفس و شهوات است.

3. اگر لازمۀ اسم «هادی» خداوند هدایت‌‌یافتگی همۀ انسان‌ها باشد، لازمۀ اسم «مضل» نیز که از اسمای الهی است، گمراه شدن همۀ انسان‌هاست، و این موجب تناقض خواهد بود.