اگر فرض كنيم علل و عوامل لازم براي رخ دادن طوفان موجود نباشند، محال است طوفان پديد آيد. پس طوفان در فرض مزبور، ممتنع است. همچنين همة ما با مفهوم دايره و مفهوم زاويه آشناييم و ميدانيم كه محال است دايرة زاويهدار موجود باشد. پس دايرة زاويهدار هم ممتنع است. بنا بر اين، ما در اينجا با دو امر ممتنع روبهروييم: طوفان در فرض مزبور، و دايرة زاويهدار. اما بين اين دو ممتنع فرق است: با اينكه طوفان در فرض يادشده ممتنع است، ميتوان حالتي ديگر فرض کرد که طوفان در آن فرض ممتنع نباشد؛ يعني با صرف نظر از شرايط خاص، امتناعش انفكاكپذير و جداشدني باشد؛ بر خلاف دايرة زاويهدار كه همواره و در هر شرايطي ممتنع است و امتناعش انفکاکناپذير است. در واقع، امتناع طوفان در فرضي که بيان کرديم، وابسته به همان شرايط است، اما امتناع دايرة زاويهدار به شرايط خاصي وابسته نيست: دايرة زاويهدار خود به خود ممتنع است. امتناعي را که به شرايط خاص وابسته باشد، «امتناع بالغير» ميگويند. پس طوفاني که شرايط پديد آمدنش فراهم نيست و بدين سبب نميتواند موجود باشد، «ممتنع بالغير» است. امتناعي را که به شرايط خاصي وابسته نيست، «امتناع بالذات» ميگويند. پس دايرة زاويهدار که خود به خود و با صرف نظر از شرايط ديگر نميتواند موجود باشد، «ممتنع بالذات» است. «بالغير» يعني وابسته به چيزهاي ديگر، و بهعبارتي، وابسته به اوضاع و احوال و شرايط ديگر، و «بالذات» مقابل آن است، يعني خود به خود و غير وابسته به چيزهاي ديگر، و بهعبارتي، غير وابسته به اوضاع و احوال و شرايط ديگر.
بنا بر آنچه گفتيم، ممتنع بالذات به هيچ وجه نميتواند موجود شود و محال است مصداقي براي آن در خارج يافت شود؛ چنين نيست كه با عوض كردن اوضاع و احوال، و تغيير دادن شرايط، بتوان آن را موجود كرد. ممتنع بالذات در هر حال و در همة شرايط مطلقاً معدوم است؛ بر خلاف ممتنع بالغير كه هر چند در اوضاع و احوال خاص و با شرايط مفروض ممتنع است و محال است مصداق يابد، ميتواند با تغيير اين اوضاع و احوال و با تبديل عوامل امتناعش موجود شود.
آدرس: قم - بلوار محمدامین(ص) - بلوارجمهوری اسلامی - موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)