آیا ممکن بالذات می‌تواند واجب یا ممتنع باشد؟

ممكن بالذات يعني چيزي كه بالذات، نه واجب باشد و نه ممتنع. پس ممكن بالذات نه واجب بالذات است، نه ممتنع بالذات. به عبارت ديگر، امكان بالذات با وجوب بالذات و امتناع بالذات ناسازگار است.

از سوي ديگر، اينکه ممکن بالذات نه واجب بالذات است نه ممتنع بالذات، بدان معناست که ممکن بالذات نه با صرف نظر از همة شرايطْ واجب است، و نه با صرف نظر از همة شرايطْ ممتنع. به عبارت ديگر، ممکن بالذات، نه همواره و در همة شرايط واجب است، نه همواره و در همة شرايطْ ممتنع. پس براي ممکن بالذات هم مي‌توان شرايطي فرض کرد که در آن شرايط واجب باشد، و هم مي‌توان شرايطي فرض کرد که در آن شرايط ممتنع باشد. از سوي ديگر، مي‌دانيم چيزي که در شرايط خاص واجب باشد، در آن شرايط واجب بالغير است و چيزي که در شرايط خاص، ممتنع باشد، در آن شرايط ممتنع بالغير است. بنا بر اين، ممکن بالذات، هم مي‌تواند واجب بالغير باشد هم ممتنع بالغير. پس امکان بالذات، هم با وجوب بالغير سازگار است، هم با امتناع بالغير.

در همان مثال طوفان، اگر طوفان را به‌تنهايي در نظر بگيريم ـ نه در شرايطي که اسباب و علل وجودش فراهم است و نه در شرايطي که اسباب و علل عدمش فراهم است، بلکه صرفاً خودش را در نظر بگيريم ـ مي‌تواند موجود باشد و مي‌تواند معدوم باشد. پس طوفان ممکن بالذات است. از سوي ديگر، همين طوفان که ممکن بالذات است، در شرايطي که اسباب و علل وجودش فراهم باشد، واجب بالغير نيز هست، و در شرايطي که اسباب و علل عدمش فراهم است، ممتنع بالغير نيز هست. پس ممکن بالذات مي‌تواند واجب بالغير يا ممتنع بالغير نيز باشد. در اينجا تنها نشان داديم که امکان بالذات با وجوب بالغير و امتناع بالغير سازگار است. در درس بعد با نشان دادن اينکه مناط احتياج به علتْ امکان است، روشن خواهد شد که نه‌تنها اين سازگاري وجود دارد و ممکن بالذات مي‌تواند واجب بالغير يا ممتنع بالغير نيز باشد، بلکه هر ممكن بالذاتي در همان حالي كه ممكن بالذات است، ‌از آن جهت که علتِ وجود يا عدمش، وجود يا عدمش را ضروري مي‌کند، واجب بالغير يا ممتنع بالغير نيز هست.